[ 1140 - سؤال يونس النحوى الخليل بن احمد از على عليه السّلام ]
[ 1256 ] 4 - يونس بن حبيب نحوى كه عثمانى بود گفته است : به خليل بن احمد گفتم :
مىخواهم از تو پرسشى بكنم آيا آن را در پرده نگاه مىدارى ؟ او گفت : سخن تو چنين مىنمايد كه پاسخ آن دشوارتر از پرسش تو است آيا تو هم آن را در پرده نگاه مىدارى ؟ من گفتم : بله تا تو زندهاى . آنگاه او گفت : بپرس . من گفتم : چرا اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به گونهاى بودند كه گويا آنان از يك مادرند و على بن ابى طالب از مادرى ديگر ؟ او گفت : تو را چه به اين پرسش ؟ من گفتم : تو گفتى كه پاسخم را مىدهى . او گفت : و تو قول دادى كه پاسخ مرا نهان نگاه دارى . من گفتم : تا تو زندهاى . پس او گفت : على عليه السّلام در اسلام بر آنان پيشى گرفت ، در دانش و بزرگى بر آنان چيره شد و در پارسايى و جهاد برترى يافت . پس بر او حسد ورزيدند ، كه مردمان به همانندان و همسانان خود راغبترند تا به كسى كه از آنان جدا است .
[ 1257 ] 5 - ابو زيد سعيد بن اوس گفته است : از ابو عمرو بن علا شنيدم كه به خط شعر سرود :
براى هر مردى همانندى از مردمان است . و آنان كه همانند بيشترى دارند ، اندك عقلترند .
زيرا درست خردى را كه در راهى گم مىكنى نمىتوانى همانندى بيابى .