[ 1019 - ظهور حضرت مهدى عليه السّلام ]
[ 1121 ] 28 - خير بن نوف ابو ودّاك گفت : به ابو سعيد خدرى گفتم : به خدا سوگند هر سالى كه بر ما مىگذرد بدتر از سال پيش و هر اميرى كه مىآيد بدتر از امير پيشين است . ابو سعيد گفت : آنچه را گفتى من از رسول خدا شنيدم . ولى شنيدم كه رسول خدا فرمودند : پيوسته امر به دست شما است تا آنكه در فتنه و ستم كسانى به دنيا مىآيند كه جز آن را نمىشناسند و زمين از ستم پر مىشود ، چنانكه ديگر كسى نمىتواند به خدا معتقد باشد . آنگاه خداوند عزّتمند مردى از من و خاندان من برمىانگيزد تا زمين را از عدل و داد پر كند چنانكه پيش از او كسى آن را از ستم پر كرده است . در اين هنگام زمين گنجهاى پنهانش را براى او بيرون مىسازد . و بىشمار مال برمىآورد و اين هنگامى است كه اسلام به طور كامل استقرار مىيابد .
[ 1020 - حديث سفينه ]
[ 1122 ] 29 - حبيش بن معتمر گفت : از ابوذر غفارى شنيدم كه مىگفت : اى مردم هركس مرا مىشناسد كه مىشناسد و هركس مرا نمىشناسد من خودم را به او مىشناسانم . من ابو ذر جندب بن جناده غفارىام كه از رسول خدا شنيدم مىفرمود : همانا حكايت خاندان من در ميان شما همچون حكايت كشتى نوح است كه هركس به آن درآيد نجات مىيابد و هركس از آن بازماند نابود مىشود .