او آن را نيكو شمرد و نوشت و همان هنگام مرا با گندمى بيشتر از برادرش به سوى ابو احمد عبد اللّه بن عبد اللّه برگرداند . من آن را به او رساندم . او پذيرفت و شادمان شده به او نوشت :
سپاس براى تو ، به سوگندهايم گره خورده است * و حاكم بر نهان و آشكار من است
پيوند درونم و گفتار زبان سخنگويم * و كردار اعضا و اركان من است
من گفتم : - خداوند امير را گرامى بدارد - اين نيكوتر از نخستين است . او گفت : نيكوتر از اين ، چيزى است كه من از او نهان داشتهام . من گفتم : آن چيست ؟ گفت : ابا صلت عبد السلام بن صالح در نيشابور به ما گفت حضرت ابو الحسن رضا عليه السّلام از پدرشان به نقل از حضرت صادق عليه السّلام به نقل از حضرت سجّاد عليه السّلام از پدرشان به نقل از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرد كه پيامبر گرامى فرمودند : ايمان پيمان قلبى ، گفتار زبانى و عمل به اعضا است . راوى گفته است :
من به نزد ابو عباس بن فرات رفتم و حديث را برايش گفتم و او آن را نوشت . ابو احمد گفته است : ابا صلت در مجلس برادرم در نيشابور بود و در مجلس او فقيهان نيشابور و اصحاب حديث حاضر مىشدند و از آن جمله اسحاق بن راهويه بود كه به سوى ابا صلت آمد و گفت :
اين دواى عقل ديوانگان است . دوايى كه وقتى ديوانه آن را در بينىاش بريزد و به اذن خداى و الا بهبودى مىيابد . ابو مفضّل گفته است : حديث پيشين ابو احمد را از ابو على بن همّام نقل كردم و او دربارهء حديث دوم از من خواست كه آن را برايش بخوانم تا بنويسد ؛ زيرا چيزى افزونتر و شعرى داشت و من بر او خواندم .