تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 737

مساهمون:

ص٧٣٧
پس هنگامى كه به بغداد وارد شدم صداى هراس‌انگيزى شنيدم و گفتم : چه خبر است ؟ گفتند : بخت و اقبال اين‌چنين فرود آمد كه جعفر متوكل به قتل رسيد . پس از اين امر در شگفت شدم و گفتم : خداوندا شبى در برابر شبى [ كنايه از اين‌كه هر كردار ناشايست پاسخى ناگوار دارد ] .

[ 601 - فرشته‌اى خبر كشته شدن امام حسين عليه السّلام را به حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله داد ]

[ 658 ] 105 - انس بن مالك مىگويد : فرشته باران اجازه خواست كه به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بيايد . پس پيامبر به امّ سلمه فرمود : در را ببند تا هيچ كس بر ما داخل نگردد . پس حسين عليه السّلام آمد تا داخل شود ام سلمه او را بازداشت ولى او پريد و داخل شد و شروع به پريدن بر شانه‌هاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله كرد و بر دوش حضرت نشست . پس فرشته به حضرت عرضه داشت : آيا او را دوست مىدارى ؟ پيامبر فرمود : بله . فرشته گفت : همانا امت تو او را خواهند كشت پس اگر بخواهى مكانى را كه در آن كشته مىشود به تو نشان مىدهم . پس دست بركشيد و گلى سرخ آورد . پس ام سلمه آن را بگرفت و در كنار روسرىاش نهاد . ثابت مىگويد : به من خبر رسيد كه آن [ گل از ] مكانى بود كه حسين عليه السّلام در كربلا در آن مكان كشته شد .

[ 602 - از آسمان خون باريد روز شهادت امام حسين عليه السّلام ]

[ 659 ] 106 - عمّار بن ابى عمّار مىگويد : از آسمان در روزى كه حسين عليه السّلام كشته شد خون تازه باريد .