تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
منادى ندا دردهد « اى فرستاده خدا ! همانا خداوند - كه نامش پرعظمت باد - به تو اين توانايى را داده كه دوستدارانت و دوستداران اهل بيتت را كه به خاطر تو آنان را دوست مىدارند و به خاطرت با [ دشمنان ] آنان دشمنى مىكنند پاداش دهى . پس آن‌گونه كه مىخواهى به آنان جزا ده » . پس من مىگويم : اى پروردگار بهشت . آنگاه فراخوانده مىشوم كه آنان را در هر جا از بهشت كه خواستى جاى ده . و اين همان مقام ستوده شده‌اى است كه به آن وعده‌داده شدى .

[ 537 - كافور خادم و حديث سطل ]

[ 587 ] 34 - كافور خادم مىگويد : امام على بن محمد به من فرمود : « فلان سطل [ آب ] را در فلان مكان قرار ده تا از آب آن براى نماز وضو بسازم » و مرا به دنبال نيازى فرستاد و فرمود : هنگامى كه بازگشتى چنين كن تا زمانى كه براى نماز آماده مىشوم مهيّا باشد . و امام عليه السّلام به پشت دراز كشيد تا بخوابد و من آنچه را كه امام به من فرمود فراموش كردم و آن شب ، شب سردى بود . پس احساس كردم كه امام براى نماز برخاسته است و به ياد آوردم كه من سطل را در مكانش قرار نداده‌ام . پس از ترس سرزنش امام از آن مكان دور شدم و از اينكه امام در طلب ظرف به سختى بيفتد اندوهگين و دردمند گشتم . پس امام با صدايى خشمگين مرا صدا زد . پس با خود گفتم : ما از خدائيم . چه عذرى دارم تا نگويم اين كار را فراموش كرده‌ام ؟ هيچ چاره‌اى از پاسخ امام نيافتم . پس هراسان به نزد ايشان رفتم . پس امام به من فرمود : واى بر تو . آيا شيوه مرا نمىدانى كه من جز با آب سرد وضو نمىسازم پس برايم آب گرم كرده‌اى و در سطل ريخته‌اى ؟ [ امام عليه السّلام با اين سخن ، براى خادم بهانه ساخت تا شرمنده نشود ] عرضه داشتم : آقاى من به خدا سوگند من نه سطل و نه آب را در آن‌جا قرار ندادم . امام فرمود : ستايش از آن خداست . به خدا سوگند ، هيچ اجازه و عذرى را رد ننموده و از هيچ بخششى دريغ نكرديم . ستايش از آن خدايى است كه بخشش را از اهل بندگىاش قرار داد و بر كمك بر عبادتش توفيق عطا نمود . همانا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىفرمود : به درستى كه خداوند بر كسى كه عذر ديگرى را نمىپذيرد خشمگين است .