[ 500 - ولايت حضرت على عليه السّلام سبب داخل شدن در بهشت است ]
[ 547 ] 85 - جابر بن عبد اللّه مىگويد : در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بوديم من در سويى و على عليه السّلام در سوى ديگر كه عمر بن خطاب پيشآمد درحالى كه گريبان مردى را گرفته مىكشيد . پيامبر فرمود :
او را چه شده است ؟ عمر گفت : اى رسول خدا ! او از تو حكايت مىكند كه فرمودهاى هركس بگويد هيچ معبودى جز خدا نيست و محمد فرستاده اوست در بهشت داخل مىگردد . اين سخنى است كه اگر مردم بشنوند در اعمال خود كوتاهى مىكنند . اى رسول خدا آيا تو چنين گفتهاى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : بله . اگر به محبت و ولايت اين شخص [ على عليه السّلام ] تمسّك جويد .
[ 501 - حديث غمامة ]
[ 548 ] 86 - انس بن مالك مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به من فرمان داد كه بر قاطرش « ذلول » و الاغش « يعفور » زين بنهم . پس آنچه به من فرمان داده بود را انجام دادم . آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر قاطرش نشست و على عليه السّلام نيز بر الاغ سوار شد . و حركت كردند و من نيز با آنان حركت نمودم . پس به دامنه كوهى رسيديم . آندو پياده شدند و از كوه بالا رفتند تا به قله كوه رسيدند آنگاه ابرى سفيد ديدم كه چون طرفين تخت [ كه آن را در بر مىگيرد ] آندو را در برگرفت و ديدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به سوى چيزى دست دراز كرد و شروع به خوردن كرد و به على عليه السّلام نيز خوراند تا گمان كردم كه آندو سير گشتند آنگاه مشاهده كردم كه پيامبر به سوى چيزى دست دراز كرد و از آن نوشيد و به على عليه السّلام نوشاند تاكه فكر كردم آندو سيراب گشتند . آنگاه ديدم كه ابر بالا رفت . و آندو از كوه پايين آمدند و سوار مركب شدند و حركت كردند و من نيز با آن دو حركت نمودم . پس پيامبر رو به من كرد و دگرگونى را در چهرهام مشاهده نمود پس فرمود : چه شده است كه چهرهات را دگرگون مىبينم ؟ عرضه داشتم : از آنچه ديدم به حيرت افتادم . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : آنچه را بود ديدى ؟