تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
اى مردم ! به درستى كه مردى از شما جدا گرديد كه پيشينيان بر او برترى نيافتند و آيندگان به [ جايگاه ] او دست نيابند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پرچم جهاد را به او مىسپرد و جبرئيل از سمت راست و ميكائيل از سوى چپش مىجنگيدند و باز نمىگشت تا خداوند او را پيروز گرداند . هيچ طلا و نقره‌اى به جا نگذاشت جز مقدارى براى فرزندانش و در بيت المال نيز جز هفتصد درهم كه از بخشش او افزون آمده بود چيزى باقى نگذاشت و مىخواست با آن خدمتكارى براى ام‌ّكلثوم تهيه نمايد . سپس فرمود : هركس مرا شناخت كه شناخت و هركس مرا نشناخت من حسن فرزند محمد پيامبرم . سپس اين آيه را از قول حضرت يوسف عليه السّلام تلاوت نمود « من از كيش نياكانم ابراهيم ، اسحاق و يعقوب پيروى كرده‌ام » من فرزند بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده و دعوت‌كننده به سوى خدا و چراغ روشنىبخش و فرزند كسى هستم كه براى هدايت جهانيان فرستاده شد . من از اهل بيتى هستم كه خداوند پليدى را از آنان دور ساخت و به نيكى پاكشان گرداند . من از اهل بيتى هستم كه جبرئيل بر آنان فرود آمده و از آنان عروج مىيافت . من از اهل بيتى هستم كه خداوند محبت و ولايتشان را واجب ساخت پس در آنچه بر محمد صلّى اللّه عليه و إله فروفرستاده فرمود : « بگو من در ازاى رسالتم پاداشى جز محبت خويشاوندى از شما طلب نمىكنم و هركس كار نيكى انجام دهد » و انجام كار نيك دوستى ما اهل بيت است . [ 502 ] 40 - حبّه عرنى مىگويد : شنيدم كه على عليه السّلام مىفرمود : مردمان با نجابت ما هستيم كه فرزندان ما فرزندان پيامبرانند ، حزب ما حزب خداست و گروه سركش گروه شيطانند . هر كس ما و دشمنان ما را يكسان بداند از ما نيست .