تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
پس پيامبر دعايى خواندند كه هرگز چنين دعاى طولانى نشنيده بودم آنگاه دستش را در غذا كرد و سپس به آن جماعت فرمود : هيچ‌يك از شما از همراه خود جلو نيفتد و هيچ‌يك از شما غذا نگيرد مگر اين‌كه نام خدا را ياد كند . پس اولين گروه پيش‌آمدند و پيامبر فرمود : نام خدا بر زبان آريد آنگاه [ سهم خود را ] بگيريد . پس غذاها را گرفتند و هر ظرف و هر شيئى را پر [ از غذا ] كردند . آنگاه مردم برخاستند و هر ظرف و هرچيزى را كه داشتند پر كردند و با اين همه ، غذاى فراوانى باقى ماند ! پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : گواهى مىدهم كه هيچ معبودى جز خداوند نيست و محمد بنده و فرستاده اوست . سوگند به كسى كه جانم در دست اوست اين سخن را كسى نمىگويد مگر آنكه خداوند او را بر آتش حرام مىگرداند .

[ 439 - حديث مناجات ]

[ 472 ] 10 - جابر مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در روز طائف با على بن ابى طالب عليه السّلام پنهان سخن مىگفت و سخنش را طولانى كرد . پس ناخوشايندى را در چهره مردانى ، مشاهده نمود . پس گفتند : پيامبر سخنش را از امروز طولانى ساخته است . پيامبر فرمود : من با او به پنهان سخن نگفتم بلكه خداوند و الا با او سخن گفت .

[ 440 - نماز خواندن حضرت على عليه السّلام پشت‌سر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به مدت سه سال ]

[ 473 ] 11 - عبد اللّه بن يحيى مىگويد : شنيدم كه على بن ابى طالب عليه السّلام مىفرمود : با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله سه سال پيش از آنكه كسى از مردم با او نماز گزارد ، نماز خواندم و از آنچه با من در ميان گذاشت اين بود كه مؤمن مرا دشمن نمىدارد و كافر يا منافق مرا دوست نمىدارد . به خدا سوگند دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشد و گمراه نشدم و كسى به خاطر من گمراه نگشت و آنچه را با من درميان گذارد فراموش نكرده‌ام .