تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
هر آنچه دارى فروريز و سدره مرواريد و گوهر و مرجان فروريخت پس حور العين‌ها پيش آمدند و آن جواهرات را برگرفتند و آنها را بين خود رد و بدل كرده به خاطر آنها فخر فروشى مىكردند و مىگفتند : اين‌ها از آن چيزى است كه بر سر فاطمه دختر محمد ريخته مىشود . پس در شب زفاف فاطمه ، پيامبر ، قاطر خاكسترى خود را آورد و پارچه‌اى بر روى آن انداخت و به فاطمه فرمود : سوار شو . و به سلمان فرمان داد كه پيشاپيش فاطمه حركت كند و خود نيز در پشت‌سر حركت كرد . درميان راه پيامبر صدايى شنيد آنگاه جبرائيل را درميان هفتاد هزار فرشته و ميكائيل را درميان هفتاد هزار فرشته مشاهده كرد . پس پيامبر فرمود : چه چيز شما را به سوى زمين پائين آورده است ؟ گفتند : آمده‌ايم فاطمه را به خانه همسرش على بن ابى طالب عليه السّلام ببريم . پس جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان و محمد صلّى اللّه عليه و إله تكبير گفتند و از آن شب بود كه تكبير در هنگام مراسم عروسى رسم گرديد .

[ 432 - تو را غير از مؤمنين دوست ندارند يا على ]

[ 465 ] 3 - على عليه السّلام مىفرمايد : همانا از وعده‌هايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با من درميان گذاشت اين بود كه فرمود : جز مؤمن تو را دوست نداشته و جز منافق تو را دشمن نمىدارد .

[ 433 - جز چهار نفر روز قيامت سواره نيستند ]

[ 466 ] 4 - ابن عباس مىگويد : رسول خدا فرمود : در روز قيامت زمانى بر مردم فرا مىرسد كه جز ما چهار نفر كسى سواره نخواهد بود . پس عباس بن عبد المطّلب عموى پيامبر عرضه داشت : پدر و مادرم به فدايت . اين چهار نفر چه كسانى هستند : پيامبر فرمود : من كه بر براق سوارم و برادرم صالح كه سوار بر ماده شترى است كه قومش آن را پى كردند