و آنچه از حفظ دارى را بگو . پس به او گفتم : به نام خداوند بخشنده مهربان « و آنهايى كه به ناحق از خانههايشان رانده شدند چرا گفتند خداوند پروردگار ماست » [ حج ( 22 ) : آيهء 40 ] و تا آخر آيه را خواندم . پس عثمان گفت : اين آيه نيز درباره ما نازل شدهاست . پس به او گفتم :
آنچه را كه از خدا دريافت داشتهاى به ما بده . پس عثمان گفت : اى مردم بشنويد و پيروى كنيد .
به درستى كه دست خدا با جماعت [ مسلمين ] است و شيطان با تنهايى و تكروى است پس سخن او را نشنويد . او نمىداند كه خدا كيست و كجاست ؟ پس گفتم : اما اينكه مىگوئيد :
بشنويد و پيروى كنيد گويا تو از ما مىخواهى كه فردا بگوئيم : پروردگارا ! ما از بزرگان و سرورانمان پيروى كرديم پس ما را گمراه كردند و اما اينكه مىگويى : من نمىدانم خدا چيست به درستى كه خداوند پروردگار ما و پدران پيشين ماست . و اما اينكه مىگويى : من نمىدانم خدا كجاست پس همانا خدا در كمين [ ستمگران ] است . در اين هنگام عثمان خشمگين شد و فرمان داد كه ما را بازگردانند و درها را به سوى ما بست .
[ 391 - فضيلت اطعام ]
[ 419 ] 11 - ابو محمد وابشى مىگويد : امام صادق عليه السّلام يارانمان را ياد كرد و فرمود : رفتار تو با آنان چگونه است ؟ پس عرضه داشتم : به خدا سوگند ناهار و شام نمىخورم مگر آنكه دو يا سه نفر كمتر يا بيشتر از آنان همراه منند . امام فرمود : اى ابا محمد احسان آنان بر تو بيش از نيكى تو بر آنان است . عرضه داشتم : فدايت گردم چگونه اينچنين است ؟ درحالى كه من از غذاى خود به آنان مىدهم و از اموالم به آنان مىبخشم و خدمتكار خود را به خدمت آنان گماردهام . امام فرمود : هنگامى كه داخل مىشوند با روزى فراوان داخل مىشوند و هنگامى كه خارج مىشوند با بخشش براى تو خارج مىگردند .