تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
پس عمرو بن عثمان بر معاويه رو كرد و گفت : خداوند از خويشاوندى ميان ما به تو پاداش نيك ندهد تو براى ما كارى نكردى جز اينكه سخن ما را دروغ شمردى و دليل ما را باطل كردى و دشمنان را بر ما دلشاد كردى . پس معاويه گفت : واى بر تو اى عمرو همانا وقتى اين جوانان بنى هاشم را مشاهده كردم كه از ما كناره گرفتند چشمانشان در جنگ صفين را به ياد آوردم كه از زير كلاه خود به سوى من مىنگريستند پس نزديك بود كه عقلم واژگون شود و درهم بريزد . اى فرزند عثمان ! من از آنان ايمن نيستم درحالى كه بر سر پدرت آن آوردند كه خود مىدانى . آنان براى ريختن خون من با من به جنگ برخاستند تا آن‌كه پس از دروغى بزرگ و حوادثى ناگوار از آنان نجات يافتم پس بازگرد كه اگر خدا بخواهد ما براى تو بهتر از باغت را به‌جا خواهيم گذارد و به تو خواهيم بخشيد .

[ 345 - دعاى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله ]

[ 371 ] 21 - امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با يارانش حركت مىكرد پس به آنان فرمود : آرام باشيد تا پروردگارم را بستايم . آنگاه فرمود : خداوندا ! هيچ مانعى از آنچه عطا نموده و هيچ عطا كننده‌اى از آنچه بازداشتى و هيچ تنگ كننده‌اى بر آنچه گشادى و هيچ گشاينده‌اى بر آنچه تنگ كردى و هيچ راهنمايى براى آنكه گمراهش كردى و هيچ گمراه كننده‌اى براى آنكه هدايتش نمودى وجود ندارد . خداوندا تو بردبارى هستى كه نادانى نمىكنى و بخشنده‌اى هستى كه بخل و خسّت نمىورزى و شكست‌ناپذيرى هستى كه خوار نمىگردى و والايى هستى كه دست‌يازيده نمىشوى .