تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣

[ 282 - سرزنش كردن عمار ، ابو موسى اشعرى را ]

[ 304 ] 6 - ابو نجبه مىگويد : شنيدم كه عمّار بن ياسر - كه خدايش رحمت كند - ابو موسى اشعرى را ملامت كرده و او را به سبب كندى در امر [ خلافت ] على بن ابى طالب عليه السّلام و سستى در بيعتش با آن حضرت توبيخ مىكند . و به او مىگويد : اى ابو موسى ! چه چيز تو را [ از اقرار به ولايت على عليه السّلام و تثبيت أمراو ] بازداشت ؟ پس به خدا سوگند ! اگر در [ حقانيّت ] على عليه السّلام شك كرده‌اى از اسلام خارج شده‌اى . و ابو موسى گفت : اين‌چنين مكن و سرزنش مرا رها كن . من برادر تو هستم . پس عمار به او گفت : [ ولى ] من برادر تو نيستم . شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در شب بيعت عقبه تو را نفرين مىكرد و تو با آن جماعت آن‌گونه قصد و همّت نموديد [ كه همه ما مشاهده كرديم ] پس ابو موسى به عمار گفت : آيا پيامبر براى من طلب بخشش نكرد . عمار گفت : نفرين را شنيدم ولى استغفار را نه .

[ 283 - موعظه از كتاب وهب بن منبّه ]

[ 305 ] 7 - ابو فرات مىگويد : كتاب وهب بن منبّه را مىخواندم كه در ابتداى آن نوشته بود : اين سخنى است كه حكيمان و دانشمندان در كتب خود آورده‌اند : تلاش در راه بندگى خدا سود بخش‌ترين تجارت است . و هيچ ثروتى برگشت‌پذيرتر از عقل و هيچ ندارىاى سخت‌تر از نادانى نيست . تربيت نيكويى كه از آن بهره‌برى بهتر از ارث است و خوش‌رفتارى بهترين دوست و توفيق يافتن بر امور بهترين راهبر است . و هيچ پشتيبانى مطمئن‌تر از نظرخواهى و هيچ وحشتى هراسناك‌تر از خودشيفتگى نيست و انسان بزرگ‌منش ستايش شدن [ از سوى ديگران ] را در سر نمىپروراند .

[ 284 - موعظه از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ]

[ 306 ] 8 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس آنچه خدا را خشنود مىسازد پنهان دارد خداوند آنچه