اين [ حكمت ] كوچك را از [ روايات ] طولانى و فراوان دريافت كن كه : [ در قيامت ] تو با هر آن كسى هستى كه دوستش دارى و براى تو همان است كه با اعمال خود به دست آورى .
[ اينك ] مرا رها كن اى برادر همدانى ! سپس امام داخل قصر شد .
[ 165 - دعوت كردن حضرت از بعضى از قبايل عرب و مذمت كردن آنها ]
[ 180 ] 34 - حارث بن حصيره مىگويد : گروهى از ياران امير مؤمنان عليه السّلام برايم روايت نمودند كه حضرت روزى فرمودند : قبيله « غنىّ » و « باهلة » و قبيله ديگرى را [ كه امام آن را نام بردند ] فرا بخوانيد . پس هر آنچه را به آنان عطا شده است بازپس بگيريد . پس قسم به كسى كه دانه را شكافت و موجودات را آفريد آنان هيچ بهرهاى در اسلام ندارند . و من در جايگاهم در نزد حوض كوثر و مقام محمود گواهم كه آنان دشمنان من در دنيا و آخرت مىباشند . آنچنان قبيله « غنىّ » را مجازات مىكنم كه « باهله » [ از شدت ترس ] خود را خراب كند ! و اگر قدمهاى من استوار گردد بر قبائل [ كافر ] وارد مىشوم [ و آنان را مجازات مىكنم ] و خون شصت قبيلهاى را كه هيچ بهرهاى در اسلام ندارند مباح مىسازم .
[ 166 - فضيلت گريه كردن بر حضرت ابا عبد اللّه ]
[ 181 ] 35 - امام حسين عليه السّلام فرمود : هيچ بندهاى نيست كه از چشمانش در [ مصيبت ] ما قطرهاى اشك خارج شود و ذرهاى بگريد جز آنكه خداوند به وسيله آن قطره او را مدتى بىپايان در بهشت جاى مىدهد . احمد بن يحيى أودى مىگويد : پس امام حسين عليه السّلام را در خواب ديدم و عرضه داشتم : مخوّل بن ابراهيم از ربيع بن منذر از پدرش از شما روايت كرده است كه فرموديد : هيچ بندهاى نيست كه از ديدگانش در [ مصيبت ] ما قطرهاى اشك خارج شود و ذرهاى بگريد جز آنكه خداوند به وسيله آن قطره او را مدتى بىپايان در بهشت جاى دهد .