11 . براى ميهمانان ارزش خاصى قائل بودند به حدى كه رداى خود را براى ميهمانان پهن مىكردند و بالش خود را زير بالين او مىنهادند « 1 »
مسائل و امور شخصى حضرت
1 . برد يمانى ، جبهء پشمين و لباسهاى پنبهاى و كتان مىپوشيدند و غالبا لباسهاى حضرت سفيد بودند ، لباس فاخر خود را روزهاى جمعه مىپوشيدند .
2 . انگشتر نقره در انگشت كوچك دست راست خود مىكردند .
3 . از ميوهها خربزه و انگور را بيشتر دوست مىداشتند و خيار را گاهى با رطب و گاهى با نمك تناول مىنمودند .
4 . به هنگام هروضو ساختن ، مسواك مىكردند .
5 . حاضر بودند با ديگرى بر روى يك مركب سوار شوند و مركب هرچه بود ( چه اسب چه استرچه الاغ ) سوار مىشدند .
6 . غالبا رو به قبله مىنشستند .
7 . اكثر اوقات خوراك حضرت آب و خرما يا شير يا خرما بود و گوشت و آبگوشت كه نان در آن تريد شده باشد و كدو را بسيار دوست مىداشتند و دست و كتف گوسفند را بيشتر از ديگر اعضا دوست مىداشتند ، از سبزىها كاسنى و بازروج ( ريحان كوهى ) را بيشتر دوست مىداشتند .
زهد و پارسايى
حضرت آنقدر به دنيا بىرغبت بودند كه هنگام وفات نه درهم و دينارى داشتند و نه غلام و كنيزى و نه گوسفند و شترى به غير از شتر سوارى خود و درحالى از دنيا رفتند كه زره حضرت به خاطر بيست صاع جو نزد فردى ثروتمند در گرو بود ، يعنى گاه مىشده است كه حضرت براى خرجى زندگى روزمره از افرادى قرضى مىگرفتند و چيزى مثل زره و امثال آن را به گرو مىگذاشتند ، هنگامىكه خندق مىكندند حضرت سه روز غذا تناول نكردند و
هامش
( 1 ) - منتهى الامال ، ج 1 ، ص 55 .