در تفسير على بن ابراهيم در تفسير آيهء
« قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ »
« 1 » آمده است : يكى از پادشاهان حمير « ذونواس » نام داشت و خود را يوسف نام نهاده بود . او به دين يهود بود و با هوادارانش به سوى مردم نجران كه مسيحى بودند حملهور شد .
مردم نجران از پادشاه مسيحى خود كه عبد اللّه بن بريا نام داشت پيروى مىكردند . ذو نواس ، نجران را تصاحب كرد و آنگاه به مسيحيان گفت : يا به دين يهود درآييد و يا در آتش خواهيد سوخت .
مسيحيان سوختن در آتش را برگزيدند . ذو نواس دستور داد كه حفرههايى در زمين حفر كنند و هيزمهاى بسيارى را در آنها بريزند و آتش بزرگى را بر افروزند . در يك روز بيست هزار نفر سوزانده شدند و گروهى نيز تكهتكه شدند .
امام باقر عليه السّلام فرمودهاند : امير مؤمنان با اسقفى مسيحى گفتگوى مىكرد تا اينكه سخن به اينجا رسيد كه على عليه السّلام فرمودند : خداوند پيامبرى را به سوى مردم حبشه برانگيخت ولى مردم او را تكذيب كردند و در گودالى انباشته از هيزم سوزاندند و هركه پيرو او بود نيز در آتش سوزاندند و آخرين نفر ، زنى بود كه نوزادى در آغوش داشت . آن زن براى حفظ كودكش مىخواست دست از آيين خداپرستى بردارد ولى ناگهان نوزادش به سخن آمد و گفت : مادرم ، با هم به درون آتش برويم كه اين كار در راه خدا بسيار ناچيز است . از امير مؤمنان على عليه السّلام پرسيدند : آتشپرستان چه حكمى دارند ؟ آن حضرت فرمودند : آنها در شمار اهل كتاب هستند و پيامبرى داشتند . روزى پادشاهشان در حال مستى با مادر و خواهرش آميزش كرد و چون گريزى از كردار زشتش نداشت آميزش با محارم را حلال اعلام كرد و هركه از دستورش سرپيچى مىكرد در گودال آتش مىافكندش . « 2 »
امام باقر عليه السّلام فرمودهاند : شخصى از سپاه عمر بر ناحيهاى از شام تسلط يافت .
هامش
( 1 ) . سوره بروج / 4 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 413 .