تكيه زده بود و مردم در برابرش رفتوآمد مىكردند و به او مىنگريستند . « 1 »
امام باقر عليه السّلام فرمودهاند : هنگامى كه سليمان از دنيا رفت ابليس كتاب جادويى را كه سليمان ( از دست جادوگران ) پنهان كرده بود يافت و بر پشت جلد آن نوشت اين گنجينهء دانشى است كه آصف بن برخيا براى سليمان گرد آورد .
گروهى از كافران به اعتراض گفتند : پس سليمان با اين كتاب بر ما حكم مىراند .
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ »
« 2 »
روايت شده است كه بدين جهت كافران يهود گفتند كه سليمان جادوگر است كه او رموز جادوى ساحران را در كتابى گرد آورده بود و نزد خود نگاه مىداشت تا كسى به آنها دست نيابد و دوباره جادوگريى ميان مردم رواج پيدا نكند .
ولى پس از سليمان دوباره شياطين مردم را به جادوگرى فرا خواندند .
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : نشانهء نزديك شدن مرگ سليمان آن بود كه چندى پيش از مرگش درختى به نام « خرنوبا » در بيت المقدس روييد . « 3 »
در روايتى ديگر آن حضرت فرمودهاند : آن درخت به سليمان گفت : من براى ويرانى روييدهام . سليمان فهميد كه مرگش نزديك است . آنگاه به خداوند عرض كرد : خداوندا ، مرگم را از جنيان پوشيده دار تا بر مردم روشن شود كه آنان بر غيب علمى ندارند .
سليمان مرگش را از اجنه پوشيده داشت كه ساخت بنايى را كه در دست داشتند به پايان برند .
سليمان با پيكرى بىجان يكسال بر عصايش تكيه زد و در آن مدت آصف
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 1 ص 94 .
( 2 ) . سوره بقره / 102 .
( 3 ) . قصص راوندى ص 209 .