بالهايش را روى زمين پهن كرده و در برابر سليمان ايستاد .
سليمان خشمگينانه گردن هدهد را گرفت و او را نزد خود كشاند و گفت :
تاكنون كجا بودى ؟
هدهد گفت : اى پيامبر خدا ، روزى را به ياد آور كه همچو من در برابر خدا خواهى ايستاد . سليمان با شنيدن اين سخن بر خور لرزيد و از او در گذشت .
ابو بصير از امام صادق عليه السّلام پرسيد : تفسير آيه
« وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ »
چيست ؟
آن حضرت فرمود : صاحبان كشتزارها مىبايست در طول روز از ورود گوسفندان به كشتزارها نگهبانى مىكردند و چوپانها نيز وظيفه داشتند كه شبهنگام نگذارند كه گوسفندان به زمينهاى ديگران وارد شوند .
شب ، گوسفندان ، تاكستان شخصى را تباه كردند . داود عليه السّلام نيز حكم داد كه گوسفندان بهعنوان خسارت به صاحب تاكستان داده شود ولى سليمان نظرش اين بود كه تنها منافع گوسفندان كه شير و پشم و غيره بود در طول يكسال به صاحب تاكستان كه خسارت ديده بود داده شود . « 1 »
امام صادق عليه السّلام در روايتى ديگر فرمودهاند : داود همچون پيامبران پيش از خود قضاوت مىكرد ولى خداوند به سليمان وحى فرمود كه بهجاى خود گوسفند ، منافع گوسفند را به صاحب كشتزار بدهد .
اين سنت در قضاوتگرى پس از سليمان رواج يافت ولى به هرصورت داود و سليمان هردو به حكم خدا عمل كرده بودند .
« وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً »
« 2 » .
ابو بصير روايت نموده كه امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : در ميان بنى اسرائيل شخصى بود كه گوسفندان به مرزعهاش خسارت زده بودند .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 128 .
( 2 ) . سوره انبياء / 79 .