فرمودند : قائم آل محمد همچون داود حكم خواهد كرد و براى قضاوتش نيازى به بينه ندارد . « 1 »
صاحب كتاب كامل گويد : داود بن ايشا از فرزندان « يهودا » بود كه پس از طالوت به پادشاهى رسيد . او علاوه بر آنكه پادشاهى مىكرد منصب قضاوت را نيز داشت . خداوند ، زبور را بر او فرو فرستاد و بر كوهها و پرندگان دستور داد كه با او همنوا گردند .
در روايات آمده است كه هيچكس به زيبايى داود نمىخواند . هنگامى كه او زبور مىخواند درندگان بيابان بر گرد او جمع مىشدند . داود شبها را به عبادت و روزها را به روزهدارى سپرى مىكرد و از دسترنج خويش زندگى مىكرد . « 2 »
گفتهاند كه در روزگار داود ، مردم به طاعونى سخت و فراگير مبتلا شدند .
داود براى رهايى از اين بلا ، به بيت المقدس رفت تا با خدا مناجات كند .
با دعاى داود طاعون از ميان رفت . او تصميم گرفت كه در مكانى كه دعايش برآورده شده بود مسجدى بسازد . او يازده سال به كار ساخت مسجد پرداخت ولى پيش از آنكه مسجد به پايان رسد از دنيا رفت و سليمان كار مسجد را به پايان برد .
داود كنيزى داشت كه مأمور بود هرشب در خانهء داود را قفل كند و آنگاه داود به عبادت خدا مىپرداخت . شبى كنيزك مردى را در خانه ديد و از او پرسيد كه تو كيستى ؟ آن مرد گفت : من كسى هستم كه بدون اجازهء فرمانروايان به درون خانهء آنان مىآيم . داود صداى آن مرد را شنيد و فهميد كه او عزرائيل است .
داود هجده فرزند داشت و صد سال عمر كرد . او چهل سال از عمرش را فرمانروايى نمود . « 3 »
حضرت على عليه السّلام فرمودهاند : داود مزمار و نى مىنواخت . او قارى اهل بهشت
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد ص 365 .
( 2 ) . الكامل ج 1 ص 223 .
( 3 ) . الكامل فى التاريخ ج 1 ص 227 و 228 .