تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
آغاز كنم . » آن‌دو به همراه يوشع بن نون به راه افتادند و به ساحل دريايى رسيدند و كشتىاى مملو از سرنشين را يافتند و سوار بر آن شدند تا به سفرشان ادامه دهند . كشتى به جايى كم‌عمق رسيد . ناگهان خضر چند جاى كشتى را سوراخ كرد و سوراخ‌ها را با گل و چوب مسدود كرد . موسى با ديدن اين صحنه گفت :
« أَ خَرَقْتَها لِتُغْرِقَ أَهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً ؛
« 1 » آيا كشتى را سوراخ كردى تا اهل آن را غرق كنى ؟ به راستى كه كارى شگفت را به بار آوردى » . خضر به او گفت :
« لَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً ؛
« 2 » آيا به تو نگفتم كه هرگز نمىتوانى كنار من طاقت آورى ؟ موسى از گفته‌اش پشيمان شد و به خضر گفت :
« لا تُؤاخِذْنِي بِما نَسِيتُ وَ لا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْراً ؛
« 3 » مرا براى آنچه كه فراموش كردم مؤاخذه نكن و مرا در كارم به سختى وامدار . » سرانجام آنها از كشتى پياده شدند و در همان هنگام پسرى چون ماه درخشان را ديدند كه با كودكان بازى مىكند . خضر آن پسر را كشت و موسى شگفت‌زده گفت :
« أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً ؛
« 4 » آيا نفس بىگناهى را بىآنكه كسى را كشته باشد كشتى ؟ بىگمان كارى ناروا به جا آوردى » دوباره خضر گفت :
« أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً فَانْطَلَقا حَتَّى
هامش
( 1 ) . سوره كهف / 67 تا 72 . ( 2 ) . سوره كهف / 67 تا 72 . ( 3 ) . سوره كهف / 73 تا 77 . ( 4 ) . سوره كهف / 73 تا 77 .