تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
غذاى ما را بياور كه به راستى از اين سفرمان رنج بسيارى ديديم . » ناگهان يوشع گفت : « إنّى نسيت الحوت ؛ من ماهى را فراموش كردم » . موسى گفت : آن مردى كه كنار صخره ديديم همان بود كه در پىاش بوديم پس موسى و شاگردش به آنجا بازگشتند . محمد بن على بن بلال گويد : يونس و هشام درباره اعلميت موسى و خضر اختلاف‌نظر داشتند . آن‌دو از امام رضا عليه السّلام در اين‌باره پرسيدند . آن حضرت در پاسخ فرمود : موسى نزد خضر آمد و از او خواست تا از دانش و هدايتى كه دارد او را نيز بهره‌مند سازد . ولى خضر به او گفت كه تو توان بر دوش كشيدن آموخته‌هاى من را ندارى . آنگاه از مصيبت‌هاى محمد و آل محمد بازگو نمود و ناله و شيون هردو به آسمان رسيد . خضر از ستم و تكذيبى كه بر پيامبر اسلام روا خواهند داشت سخن گفت و درباره ژرفاى آيه
« وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ »
با موسى سخن گفت . با اين حال خضر همچنان موسى را از همراهى با خودش بازمىداشت و مىگفت :
« إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ؛
« 1 » گفت : بىشك تو در كنار من طاقت نخواهى آورد و چگونه طاقت آورى بر چيزى كه بر آن احاطه ندارى . ولى موسى گفت :
« سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً ؛
« 2 » به زودى مرا به خواست خدا شكيبا خواهى يافت و هيچ دستورى را از تو نافرمانى نخواهم كرد . خضر نيز به او گفت :
« فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً
« 3 » پس اگر از من پيروى مىكنى از هيچ مپرس تا خودم سخن از آن را
هامش
( 1 ) . سوره كهف / 67 تا 72 . ( 2 ) . سوره كهف / 67 تا 72 . ( 3 ) . سوره كهف / 67 تا 72 .