آنگاه كه موسي در قبر جاي گرفت همانجا جانش ستانده شد . « 1 »
در تفسير آيه
« كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى »
آمده است : قارون پسر عموي موسي بود و نامش « يصهر بن فاهث » بود . برخي نيز او را پسر خاله يا عموي موسي دانستهاند .
در تفسير آيه
« إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ »
آمده است : قارون ثروتمندترين و بلند جايگاهترين شخص بني اسرائيل بود و تورات را از همگان بهتر مىدانست . او در رموز دادوستد بسيار زبردست بود . برخي گفتهاند كه قارون بر گنجهاي يوسف دست يافته بود . « 2 »
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : نهنگي كه يونس را در خود فرو برد از درياي سرخ و رود نيل و درياي خزر و رود دجله گذشت . روزي نهنگ به جايگاه فرو رفتن قارون رسيد . خداوند فرشتهاي را گمارده بود كه هرروز قارون را به اندازه قامت يك انسان در زمين فرو ببرد . قارون صدايي از درون نهنگ شنيد و پرسيد : تو كيستي ؟ حضرت يونس از درون ماهي خود را معرفي كرد . قارون از يونس درباره موسي و هارون و كلثوم و آل عمران پرسيد . يونس گفت : همگي از دنيا رفتهاند .
قارون از وفات آنان و فرصتهاي از دست رفته افسوس خورد و خداوند را به خاطر نعمتهاي بيشمارش سپاس گفت . در اين هنگام خداوند بر فرشتهى گمارده شده بر قارون ، دستور داد كه از عذاب دنيوي قارون دست كشد .
ابن عباس در تفسير آيه
« عَلى قَوْمِهِ » *
فرموده است : هنگامي كه موسي در مصر بود قارون را فرمانرواي بني اسرائيل نموده بود ولي او بر موسي ستم نمود .
« خيثمه » روايت نموده است كه كليد گنجهاي قارون چنان زياد بود كه آنها را بر شصت اسب سپيدپا حمل مىكرد . كليدها چنان سنگين بودند كه
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ص 144 و 145 .
( 2 ) . تفسير بيضاوى ، ج 3 ص 315 .