اندوه فرورفت . خداوند به او وحي فرمود : آسوده باش كه قاتل و مقتول هردو در بهشتاند . هركه كشته شده شهيد است و آنكه زنده مانده گناهش بخشوده شده است .
آنگاه موسي دستور داد كه سامري را بكشند . در اين هنگام خداوند وحي فرمود كه سامري مردي سخاوتمند است . او را نكشيد . پس موسي دست از كشتن سامري برداشت ولي او را نفرين كرد و گفت :
« فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ » .
موسي بني اسرائيل را فرمان داد كه از سامري كناره گيرند . سامري همچون حيوانات وحشي در بيابانها تنها مىزيست و هركه به او نزديك مىشد و با قسمتي از بدن سامرى تماس پيدا مىكرد همان قسمت از بدنش كبود مىشد و سرانجام به هلاكت مىرسيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . عرائس المجالس ص 187 .