است :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
« 1 »
3 . هنگامى كه زليخا به سوى يوسف رفت يوسف بر روى سقف اين جمله را نگاشته شده ديد :
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا » .
4 . هدف از برانگيخته شدن پيامبران ، بازداشتن مردم از گناهان است ، اگر پيامبران ، خود گناه كنند مشمول اين آيه مىگردند :
« وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً »
« 2 »
خداوند قوم يهود را كه مردم را به كارهاى نيكو فرا مىخواندند ولى خود از آن كارها گريزان بودند سرزنش نموده است . پس با اين وجود چگونه ممكن است كه يوسف كه خود پيامبرى معصوم است و معجزات فراوانى دارد به كارهاى زشت و ناروا دست زند همانگونه كه خداوند فرموده است :
« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ .
« 3 »
گروهى از علما نيز گفتهاند كه در حقيقت يوسف مىخواست گناه كند ولى برهان الهى را ديد . آنان برهان را چنين معنى نمودهاند :
1 . زليخا از سنگهاى قيمتى بتى داشت كه در اتاق نهاده بود و هنگامى كه خواست با يوسف زنا كند پارچهاى را روى بت افكند و گفت : شرم دارم كه در برابر خداى خويش گناه كنم . يوسف با ديدن اين صحنه گفت : چگونه تو از يك بت شرم مىكنى و من از خدايى كه همهچيز در دست اوست شرم نكنم ! به خدا سوگند كه تسليم تو نخواهم شد .
2 . هنگامى كه يوسف نزد زليخا بود صورت مثالى پدرش يعقوب را ديد كه در گوشهاى از اتاق انگشت به دهان ايستاده است و مىگويد : تو از پيامبران هستى . شرم كن و دست از اين كار بردار . اين نظريه را كسانى همچون مجاهد
هامش
( 1 ) . سوره احزاب / 33 .
( 2 ) . سوره نسا / 61 .
( 3 ) . سوره بقره / 44 .