لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئِينَ » .
« 1 »
شاهد ديگرى نيز بود و آن نوزادى بود كه در گهواره به سخن آمد و گفت :
« قالَ هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ » .
« 2 » ولى باوجود همه اين شهود بزرگترين شاهد بر پاكى يوسف خود خداوند است كه درباره يوسف فرموده است
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » .
خداوند در اين آيه با چهار كلمه بر پاكى يوسف تاكيد نموده است :
1 . « لنصرف عنه السوء » لام در لنصرف براى تاكيد است
2 . « الفحشاء »
3 . « من عبادنا » خداوند يوسف را از بندگان خود مىداند و بندگان الهى كسانى هستند كه خاشع و فروتن باشند . خداوند در اينباره فرمودهاند :
« وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً » .
« 3 »
4 . چهارمين كلمهاى كه در اين آيه دلالت بر پاكى يوسف دارد كلمه « المخلصين » است كه به معناى اخلاص كامل است . گروهى اين كلمه را به صورت اسم فاعل خواندهاند و عدهاى نيز اين كلمه را به صورت اسم مفعول قرائت نمودهاند كه در اين صورت به معناى آن است كه خداوند وجود چنين بندهاى را خالص گردانيده است و هردو قرائت دلالت بر پاكى يوسف دارد و اما ابليس نيز بر پاكى يوسف اقرار نموده است .
پس ابليس نمىتواند در يوسف كه از بندگان مخلص است راه يابد ، پس يوسف چنان پاك است كه حتى شاگردان ابليس نيز نمىتوانند آلودگىاش را
هامش
( 1 ) . سوره يوسف 29 .
( 2 ) . سوره يوسف 26 .
( 3 ) . سوره فرقان 63 .