تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه جابر بن عبد اللّه انصارى مىفرمايد : تفسير آيه‌ى
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ؛
« 1 » من در خواب يازده ستاره و خورشيده و ماه را ديدم كه مرا سجده مىكردند » چنين است كه نام‌هاى آن ستاره‌ها عبارت بود از طارق ، حوبان ، ذيال ، ذو الكتفين ، ثاب ، قابس ، عموران ، فليق ، مصبح ، صبوح و غروب ؛ و ضياء و نور كه همان ماه و خورشيد بود . امام باقر عليه السّلام درباره تعبير خواب يوسف مىفرمايند : تعبير خوابش اين بود كه به زودى مىخواست فرمانرواى مصر بشود و پدر و برادرانش بر او وارد شوند و اما خورشيد همان مادر يوسف بود كه راحيل نام داشت و ماه همان يعقوب بود و ستارگان همان برادران يوسف بودند . هنگامى كه برادران يوسف نزد او رفتند در برابرش سجده كردند كه اين سجده براى شكرگزارى به درگاه خداوند بود و آن حضرت در روايتى ديگر فرموده‌اند : يوسف يازده برادر داشت و بنيامين برادر مادرى يوسف بود و يعقوب را اسرائيل اللّه مىخواندند ، چرا كه خود را براى پروردگار ، پاكدل و خالص گردانيده بود . يوسف زمانى كه آن خواب را ديد نه ساله بود و چون خوابش را براى پدرش بازگفت يعقوب به او گفت :
« يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ
« 2 » اى پسرك من خواب خود را براى برادرانت بازگو مكن » . يوسف يكى از زيباترين بندگان خداوند بود . پدرش او را از ديگر فرزندانش برتر مىدانست و از اين‌رو برادرانش پيوسته به او حسد مىورزيدند .
« إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا ؛
« 3 » آن‌گاه كه گفتند : يوسف و برادرش بنيامين نزد پدرمان محبوب‌ترند » . به همين دليل آنها تصميم گرفتند كه يوسف را بكشند تا يعقوب فقط به آنان توجه كند . « 4 »
هامش
( 1 ) . سوره يوسف / 4 . ( 2 ) . سوره يوف / 5 . ( 3 ) . سوره يوسف / 8 . ( 4 ) . تفسير قمى ج 1 ص 339 و 340 .