تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

راوى گويد : ابوبكر هم بر كنار مزار شهيدان مىآمد و عمر ، و پس از او عثمان نيز چنين مىكردند . هنگامى هم كه معاوية بن ابىسفيان نيز به قصد حج به حجاز آمد ، بر سر قبر آنان حضور يافت . گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله چون رو به روى درّه قرار مىگرفت ، مىفرمود : « بر شما بدان پايدارى كه كرديد درود ! پاداش آنان كه تلاش كردند ، وه چه خوش است ! » . « 1 » 382 - محمد بن به كار براى ما نقل كرد و گفت : حبان بن على ، از سعد بن طريف ، از ابوجعفر نقل كرد كه فاطمه عليها السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله قبر حمزه را زيارت مىكرد ، به ترميم و بازسازى آن مىپرداخت و خود با سنگى آن را نشانه گذاشته بود . « 2 » 383 - ابوغسان براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن نافع ، از اسامة بن زيد ، از عبداللَّه بن ابىعروه ، از مردى كه برايش حديث كرده بود ، از عبداللَّه بن عمر نقل كرد كه گفته است : هر كس بر اين شهيدان بگذرد و بر آنان سلام كند پيوسته تا روز قيامت او را پاسخ مىگويند « 3 » 384 - ابواحمد براى ما نقل كرد و گفت : سفيان ، از ابوحصين ، از شعبى نقل كرد كه گفته است : قبرهاى احد به سان كوهان شتر بالا آورده شده بود . 385 - اسحاق بن موسى انصارى براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن معن ، از داوودبن خالد نقل كرد كه ربيعة بن عبدالرحمان شنيده است كه مىگويد : از مدرى از آل هدير شنيدم كه مىگفت : مدتى با طلحة بن عبيداللَّه همدم بودم و هيچ نشنيدم حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كند مگر يك حديث . پرسيدم : آن يك حديث كدام است ؟ گفت : ( مىگفت : ) همراه با رسول خدا صلى الله عليه و آله به آهنگ قبور شهيدان از مدينه بيرون رفتيم . چون از حرّه واقِم سرازير شديم قبرهايى ديديم كه از زمين برآمده است . گفتيم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله اينها قبرهاى برادران ماست . فرمود : اينها قبرهاى اصحاب ماست . ( از اين قبرها

هامش
( 1 ) . حديث ضعيف و سند آن منقطع و مشتمل بر عبدالعزيز بن عمران است و او راويى است متروك .
( 2 ) . اين روايت در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 112 ) به نقل از ابن شبه آمده است .
( 3 ) . سند حديث ضعيف و مشتمل بر راويى است كه از او نام برده نشده است . حديث در وفاء الوفا ( ج 2 ، 112 ) نقل شده است .