تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
آنان شب چهارشنبه روانه شدند و در روز جمعه در حالى كه امير مؤمنان عليه السّلام به اداى خطبه مشغول بود و آنان نيز از همديگر جدا نشده بودند و همه در كنار هم بودند وارد مداين شدند و پيش‌آمدند تا بر در مسجد ايستادند . چون وارد شدند امير مؤمنان عليه السّلام به آنان نگريست و فرمود : اى مردم ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هزار حديث به من سپرده كه در هرحديثى هزار باب است و هربابى را هزار كليد ؛ و من از خداوند شنيده‌ام كه مىفرمايد :
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
« 1 » اينك برايتان به خداوند سوگند ياد مىكنم كه خداوند هشت تن را در روز قيامت به همراه پيشوايشان كه يك سوسمار است بر خواهد انگيخت و اگر مىخواستم مىتوانستم اينان را به نام ياد كنم . راوى گويد : اگر عمرو بن حريث را مىديديد ، مشاهده مىكرديد كه چگونه آن‌سان كه شاخه‌هاى درختان خرما فروافتاده‌اند از نگرانى و ترس سر فروافكنده است . « 2 » * احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از قاسم بن محمد جوهرى ، از على بن ابى حمزه ، از عمران بن على بن على حلبى ، از ابان بن تغلب نقل كرده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام به من فرمود كه در دستهء شمشير على عليه السّلام صحيفه‌اى بود . على عليه السّلام حسن عليه السّلام را فراخواند ، آن را به او داد و خنجرى تيز به وى داد و به او فرمود : آن را بگشاى . حسن عليه السّلام نتوانست آن را بگشايد . پس خود آن را برايش گشود و سپس فرمود : آن را بخوان . حسن عليه السّلام خواند : الف ، باء ، سين ، لام و به همين ترتيب حرفى در پى حرفى ديگر . آن‌گاه آن را درهم پيچيد و به برادرش حسين عليه السّلام داد او نيز نتوانست آن را بگشايد . پس خود آن را گشود و به او فرمود : بخوان . حسين عليه السّلام نيز آن را چنان‌كه حسن عليه السّلام خوانده بود خواند . سپس آن را درهم پيچيد و به محمد بن حنفيه سپرد . او هم نتوانست آن را بگشايد . على عليه السّلام خود آن را گشود و به او فرمود : بخوان . اما او هيچ چيز از آن نفهميد . آن‌گاه امام عليه السّلام آن را ستاند و درهم پيچيد و از دستهء شمشير آويخت . [ راوى گويد : ] من از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : در آن صحيفه چه بود ؟
هامش
( 1 ) . اسراء / 71 : ياد كن روزى را كه هرگروهى را با پيشوايشان فرامىخوانيم . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : الخصال ، ص 645 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 140 ؛ بحار الانوار ، ج 33 ، ص 404 ؛ نهج السعاده ، ج 7 ، ص 466 ؛ نور الثقلين ، ج 3 ، ص 191 - م .