بپذيرد گفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً
« 1 » . اين درحالى است كه آن دانشمند مىدانست موسى عليه السّلام تاب و توان دانش او را ندارد .
امروز هم ، اى اسحاق ، وضع قاضيان و فقيهان اين طايفه چنين است و - به خداوند - سوگند دانش ما را برنمىتابند ، آن را نمىپذيرند ، تاب و تحمل آن را ندارند ، بدان عمل نمىكنند و بر آن شكيبايى ندارند ، آنسان كه موسى عليه السّلام دانش آن دانشمند را چون با او همدم شد و آن دانش از او ديد تاب نياورد . اين نزد موسى ناخوشايند و نزد خداوند مايهء خرسندى و همان نيز حق بود .
دانش ما هم نزد اين نادانان ناخوشايند است و بدان عمل نمىكنند ، در حالى كه نزد خداوند حق است . « 2 »
[ منكر امام ]
* ابو ايوب ، از محمد بن مسلم ، از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است : خلوت مؤمن بر مؤمن حرام است . همچنين فرمود : هركس به درون سراى مؤمنى نظر افكند ، در آن حال چشمهاى او بر آن مؤمن مباح است و هركس بدون اجازهء مؤمن به سراى او درآيد در آن حال خونش بر آن مؤمن حلال و مباح است . هركس هم پيامبرى فرستاده شده از جانب خدا را انكار كند و او و نبوتش را دروغ خواند ، خونش مباح است .
راوى گويد : گفتم : آيا اگر كسى امامى از شما را انكار كند حكمش چيست ؟
راوى گويد : امام عليه السّلام فرمود : هركس امامى را كه از جانب خداوند است انكار كند و از او و آيينش بيزارى جويد كافر است و از اسلام برگشته است ؛ زيرا امام از جانب خدا است و آيينش آيين خدا است و هركس هم از دين خدا بيزارى جويد كافر است و در آن حال خونش مباح است مگر اينكه برگردد و از آنچه گفته است به درگاه خداوند توبه آورد .
امام صادق عليه السّلام همچنين فرمود : هركس به مؤمنى تعرض كند و قصد مال و جان او را داشته باشد ، در آن حال خونش بر آن مؤمن مباح است . « 3 »
هامش
( 1 ) . كهف / 69 : ان شاء اللّه مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچكارى تو را نافرمانى نخواهم كرد .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 2 ، ص 207 و 208 ، ج 13 ، ص 304 و 305 ؛ تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 330 - 332 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 104 ؛ وسائل الشيعه ، ج 28 ، ص 321 و 323 ؛ مستدرك -