تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧

[ سپرهاى گناه ]

* به همين سند روايت شده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند را بر بندهء مؤمن چهل سپر است . هرگاه گناه بزرگى انجام دهد ، يكى از اين سپرها از ميان برداشته شود و چون برادر مؤمنى را به آنچه مىداند در او هست غيبت كند ، همهء آن سپرها از او برداشته شود و بىسپر ماند و در آسمان بر زبان فرشتگان و در زمين بر زبان مردمان رسوا گردد و هيچ گناهى نكند مگر اين‌كه از آن ياد كنند . در اين ميان فرشتگان گماشته بر او مىگويند : پروردگارا ، بنده‌ات بىسپر و برهنه مانده است ، در حالى كه ما را به حفظ او فرمان رانده‌اى ! خداوند - عز و جل - در پاسخ مىفرمايد : اى فرشتگانم ، اگر براى اين بنده خيرى خواسته بودم او را رسوا نمىكردم . اينك بال‌هاى خويش از او برگيريد كه به عزتم سوگند از اين پس هرگز روى خيرى نخواهد ديد . « 1 »

[ خودفريفتگى ]

* ابو جعفر گويد : محمد بن موسى بن متوكل برايم نقل كرده و گفته است : على بن ابراهيم ابن هاشم ، از پدرش ، از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى ، از عبد الكريم بن عمرو ، از ابو ربيع شامى برايمان نقل كرده كه گفته است : امام صادق عليه السّلام فرمود : هركه خودفريفته باشد تباه است و هركه فريفتهء رأى خود باشد نيز تباه است . عيسى بن مريم عليه السّلام گفته است : بيماران را درمان جستم و به اذن خدا همه را شفا بخشيدم . كور مادرزاد و ابرص را به اذن خدا بهبود دادم . به سراغ مردگان نيز رفتم و آنان را به اذن خدا زنده گرداندم . اما به احمق پرداختم و نتوانستم او را درمان كنم . گفتند : اى روح خدا ، احمق كدام است ؟ فرمود : آن‌كه به خود و به نظر خود فريفته باشد ، آن‌كه همهء برترى را نه از ديگران ، بلكه يكسره از آن خود مىداند ، همهء حق را براى خويش مىداند و هيچ حقى براى ديگران بر خود نمىبيند . چنين كس همان احمقى است كه راهى به درمانش نيست . « 2 »
هامش
( 1 ) . متن حديث عينا يا مضمون آن را بنگريد در : الكافى ، ج 2 ، ص 279 و 280 ؛ علل الشرائع ، ج 2 ، ص 532 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 11 ، ص 329 ؛ بحار الانوار ، ج 70 ، ص 355 - م . ( 2 ) . متن كامل يا پاره‌هايى از اين حديث را بنگريد در : معانى الاخبار ، ص 244 ؛ تحف العقول ، ص 366 ؛ وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 99 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 1 ، ص 139 ؛ بحار الانوار ، ج 14 ، ص 323 - م .