تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
روى مردم را از آن‌ها بازداشته و آن‌ها را برايشان حرام كرده است ، هرچند همين چيزها را براى آن‌كه اضطرار يابد و در زمانى كه تن جز به آن بر پا نماند مباح و حلال گردانيده و فرموده است از آن‌ها تنها به همان اندازه كه بدن را بر پا بدارد بهره جويند ، و نه فراتر از آن . امام عليه السّلام سپس فرمود : مردار چيزى است كه هركس بدان نزديك شود و از آن بخورد تنش سست شود ، پيكرش نحيف گردد ، توانش از ميان رود ، نسلش بريده شود و به مرگ غافلگيرانه بميرد . خون هم بيمارى استسقا در پى آورد ، دهان و بدن را بدبو سازد ، خوى را بد كند ، هارى و سنگدلى برجاى نهد و مهر و محبت را بكاهد ، حتى از اين‌كه شخصى فرزند يا پدر و مادر خويش را بكشد ايمن نباشد و از او نسبت به هيچ دوست و همدمى اطمينان حاصل نگردد . دربارهء گوشت خوك ، خداوند كسانى از مردم را به صورت چيزى همانند خوك و ميمون و خرس مسخ كرد و آن موجود همانند خوك در شمار مسخ‌شدگان قرار گرفت . سپس خداوند از خوك كه همانند آن است نهى كرد ، مباد از خوك بهره برند و كيفر آن را كم شمرند . شراب را نيز خداوند به واسطهء تأثير و تباهىاى كه در پى آورد حرام كرد . امام عليه السّلام فرمود : آن‌كه پيوسته شراب خورد همانند بت‌پرست است و اين كار رعشه را در پىآورد ، توان فرد را ببرد ، مردانگىاش را از ميان ببرد و او را بر آن دارد كه به حرام‌هايى چون ريختن خون كسان و دامن آلودن به زنا گستاخى يابد و هيچ بر او آن‌گاه كه مست شود اين اطمينان نباشد كه با محارم خويش درآويزد . « 1 »

[ مژده‌هايى به شيعيان ]

* محمد بن حسن بن احمد بن وليد ، از حسن بن متيل ، از ابراهيم بن اسحاق نهاوندى ، از محمد بن سليمان ديلمى ، از ابو سليم ديلمى ، از ابو بصير « 2 » روايت كرده كه گفته است : زمانى كه
هامش
( 1 ) . به حديث بنگريد در : الكافى ، ج 6 ، ص 242 و 243 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 346 ؛ ابن بابويه ، الامالى ، ص 764 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 9 ، ص 128 ؛ بحار الانوار ، ج 62 ، ص 163 و 164 ؛ وسائل الشيعه ، ج 24 و ص 100 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ص 163 و 164 - م . ( 2 ) . نام كامل او ابو محمد يحيى بن قاسم اسدى كوفى و از اصحاب امام صادق عليه السّلام و امام كاظم عليه السّلام است . او از تابعان بود و به سال 150 ق . پس از امام صادق عليه السّلام درگذشت . گاه ليث بن بخترى را نيز به كنيه ابو بصير خوانده‌اند ، ولى ظاهرا در اين‌جا همان شخصيت نخست مورد نظر است - ح .