دنبالش گشتند ؛ ولى او را نيافتند . بالگوتاى نويان « 1 » با تيرهايى كه دكمههاى استخوانى داشت ، مردهايى را كه از استخوان « 2 » ماركيتها بودند ، هدف قرار داد و گفت : « مادرم را به من بازگردانيد » ، و بدين ترتيب سيصد ماركيت را كه بورقان [ قلدون ] را دور زده بودند ، [ تا نسل ] پسران پسرانشان را مانند خاكستر به باد داد . اما باقيماندهء زنان و پسران آنان ، زنانى را كه شايستهء در آغوش گرفتن مىدانست ، در آغوش گرفت و آنان را كه شايسته مىدانست به خانهء خود وارد كند ، به خانهاش برد .
113 - تموچين از تواوريل خان و جاموقه سپاسگزارى كرد [ و ] گفت : « و اما ماركيتهاى شجاع و كينهتوز . ما بهواسطهء اتحاد با شما دو تن ، خان پدرم و آندا جاموقه ، و با گرفتن نيرويى روزافزون از آسمان و زمين ، كه از جانب آسمان قادر معين شديم [ و ] به وسيلهء زمين ، مادرمان به مقصد رسيديم « 3 » ، شكمهاى ايشان را دريديم و قطعهاى از جگرشان را كنديم « 4 » ، بسترهايشان را تهى ساختيم ، مردان سلالهشان را نابود كرديم و از آنان آنچه كه باقى مانده بود ، اسير كرديم . حالكه بدين ترتيب ماركيتها را به نابودى كشانديم ، بازگرديم » . اين بود سخنان وى به آنان .
114 - هنگامىكه اودوئيت ماركيتها با شتاب مىرفتند ، چون دستجات ما به اردوى آنان رسيدند ، پسر جوانى را كه عقب مانده بود ، و شب كلاهى از [ پوست ] قاقم ، چكمههايى از پوست ران آهو ، لباسى از پوست سمور آبى دباغىشدهء دوخته شده ، در برداشت ، [ گرفتند و ] با خود بردند . او پنج سال داشت و كوچو « 5 » ناميده مىشد و
هامش
( 1 ) -noyan، در رأس خانوادهها و ايلات مقتدر ، رهبران و رؤسايى قرار داشتند كه نويان به معنى « رئيس و ارباب » خوانده مىشدند . ر . ك : نظام اجتماعى مغول ( م ) .
( 2 ) - استخوان كه در لغت مغولى يسونyasunمىباشد ، اصطلاحا به معنى نسل است ، در اينجا نيز به معنى « از نسل ماركيتها » آمده است ( م ) .
( 3 ) - مقصود اين است كه از قدرتهاى آسمانى و زمينى كمك گرفتهاند . اصطلاح زمين مادر در منابع و متون ديگر مغولى يافت نشده است .
( 4 ) - منظور به اسارت گرفتن قااتاى مىباشد ، كه يكى از سران ماركيت بوده است ( م ) .
( 5 ) -Kucu