تعدّد شرط و وحدت جزا
اگر با دو جملهء شرطى مواجه شويم كه شرط در آن مختلف و جزا متحد باشد ، چه بايد كرد ؟
در پاسخ بايد دو صورت را جداگانه بررسى كرد :
يكم . آنجا كه جزا غير قابل تكرار است ، مانند : « اذا خفى الأذان فقصّر ؛ هرگاه اذان پنهان شد ، نماز را شكسته بخوان . » و « اذا خفيت الجدران فقصّر ؛ هرگاه ديوارهاى شهر پنهان شد ، نماز را شكسته بخوان . »
در اينجا مفهوم هريك از اين دو جمله با منطوق ديگرى تعارض مىكند ، و براى رفع تعارض دو گونه مىتوان عمل كرد :
1 . از ظهور هريك از اين دو جمله در آنكه شرط ، سبب مستقل است ، دست برداشت و گفت : سبب شكسته شدن نماز ، مجموع هر دو امر ( پنهان شدن اذان و ديوارهاى شهر ) است .
2 . از ظهور هريك از اين دو جمله در آنكه شرط ، سبب منحصر است دست برداشت و گفت : سبب شكسته شدن نماز ، يكى از دو امر ( پنهان شدن اذان يا ديوارهاى شهر ) است .
به نظر ما تصرف دوم اولويت دارد ، زيرا در اين موارد ، منطوق هريك از دو جملهء شرطى با مفهوم ديگرى تعارض دارد ، و دلالت جملهء شرطى بر منطوق قوىتر از دلالت آن بر مفهوم است . ازاينرو ، هنگام تعارض ، منطوق بر مفهوم مقدم مىگردد و مقتضاى تقدّم منطوق بر مفهوم آن است كه هريك از دو شرط را سبب مستقل دانسته از ظهور جملهء شرطى در انحصار دست برداريم .
و الأوجه هو التصرف الثانى ، لأن منشأ التعارض بينهما هو ظهورهما فى الانحصار الذى يلزم منه الظهور فى المفهوم ، فيتعارض منطوق كل منهما مع مفهوم الآخر كما تقدم ، فلا بد من رفع اليد عن ظهور كل منهما فى