اصولدانان به تفصيل دربارهء وجود و يا عدم وجود مفهوم مخالف براى شرط ، وصف ، غايت ، حصر ، عدد و لقب بحث كردهاند .
1 . مفهوم شرط
تحرير محلّ نزاع
جملهء شرطى بر دو قسم است :
1 . جملههايى كه شرط در آن براى بيان موضوع ذكر شده مقدّم در آن بيانگر خود موضوع حكم است به گونهاى كه با فرض انتفاى شرط موضوعى براى حكم باقى نمىماند ، مانند : « ان رزقت ولدا فاختنه ؛ اگر خداوند به تو پسرى داد او را ختنه كن . » اصولدانان به اتفاق برآنند كه چنين جملات شرطىاى مفهوم ندارند ، چرا كه در صورت انتفاى شرط ، موضوعى باقى نمىماند تا حكم براى آن نفى يا اثبات شود .
2 . جملههايى كه شرط در آن بيان موضوع حكم ذكر نشده است ، مانند :
« ان أحسن صديقك فاحسن اليه ؛ اگر دوستت نيكى كرد ، به او نيكى كن . » دربارهء اين جملات اختلاف نظر وجود دارد كه آيا طبع تعليق حكم بر شرط دلالت مىكند بر انتفاى نوع حكم معلّق در صورت انتفاى آن شرط يا نه ؟
مناط در مفهوم شرط
جملهء شرطى در صورتى بر مفهوم دلالت خواهد داشت كه بر سه امر دلالت داشته باشد :
1 . ملازمه ميان مقدم و تالى ؛
2 . ترتّب تالى بر مقدم به گونهاى كه مقدم سبب تالى باشد ؛
3 . سبب منحصر بودن مقدم براى تالى .