الواجب الكفائى و هو المطلوب فيه وجود الفعل من أى مكلف كان . فهو يجب على جميع المكلفين و لكن يكتفى بفعل بعضهم ، فيسقط عن الآخرين و لا يستحق العقاب بتركه .
مقتضاى اطلاق امر آن است كه واجب عينى باشد .
6 . موسع و مضيّق
واجب يا به گونهاى است كه وقت خاصى براى انجام آن در نظر گرفته شده ( موقت ) ، مانند حجّ ، و يا وقت خاصى براى آن در نظر گرفته نشده است ( غير موقت ) ، مانند اداى دين .
تأخير واجب غير موقت از اول زمانهاى امكان آن يا جايز است ( واجب غير فورى ) ، مانند نماز قضا ، و يا جايز نيست ( واجب فورى ) ، مانند بر طرف كردن نجاست از مسجد و جواب سلام .
در واجب موقت زمان تعيين شده يا برابر با زمان فعل است ( مضيق ) ، مانند روزه ، و يا گستردهتر از آن است ( موسع ) ، مانند نمازهاى روزانه .
[ تصوير ] برخى گمان بردهاند واجب موسّع ممتنع است ، زيرا حقيقت وجوب متقوّم به منع از ترك است ، در حالى كه در واجب موسّع ، مكلّف مىتواند واجب را در زمان اول و وسط ترك كرده آن را در آخر وقت بياورد .