عرضه ، و لم يتعلق به الطلب بخصوصه » ، مانند كفارهء افطار روزهء ماه رمضان ، كه انسان در آن ميان روزه ، آزاد كردن بنده و اطعام شصت مسكين مخيّر است .
اگرچند امر كه آوردن يكى از آنها غرض مولا را تأمين مىكند ، داراى عنوان جامعى باشند ، و مولا به آن جامع امر كند ، در اين صورت تخيير ، عقلى خواهد بود ، مانند « گوشت بخر » كه جامع ميان گوشت گوسفند ، گاو و شتر است ، و گرنه تخيير ، شرعى خواهد بود .
تخيير عقلى از محل بحث بيرون است . تخيير شرعى امرى ممكن و واقع است و نكتهء آن اين است كه غرض مولا به گونهاى بوده كه هريك از اطراف تخيير آن را تأمين مىكند .
در تخيير شرعى اطراف تخيير گاهى متباين و گاهى اقل و اكثر هستند ، مانند تخيير ميان يك تسبيحه و سه تسبيحه در ركعت سوم و چهارم نماز . البته اين موارد در صورتى از باب واجب تخييرى خواهند بود كه غرض مولا به اقلّ بحدّه و به اكثر بحدّه تعلق گرفته باشد .
5 . عينى و كفائى
واجب عينى آن است كه تكليف در آن با فعل ديگران ساقط نگردد ، مانند روزهء ماه رمضان ، بر خلاف واجب كفائى كه مهم در آن انجام عمل است ، توسط هركس كه باشد . در واجب كفائى همه موظفاند كه كار را انجام دهند ، اما به گونهاى است كه اگر برخى آن را انجام دهند ، از ديگران ساقط مىگردد ، مانند نماز ميّت . در واقع در واجب كفائى غرض مولا به آن تعلق گرفته كه فعل از يكى از مكلفين ، هركه باشد ، سرزند و اين هنگامى خواهد بود كه مصلحت در آن باشد كه كار ، هرچند فقط يك بار ، از هركس كه باشد ، سرزند .
ان الواجب العيني ما يتعلق بكل مكلف و لا يسقط بفعل الغير ، و يقابله