سلام دهد و يك ركعت احتياط بدان بيفزايد . جدا بودن اين ركعت از صدر حديث دانسته مىشود ، و نيز عبارت « و شك را در يقين داخل نمىكند و هيچيك از آن دو را باهم مخلوط نمىنمايد » برآن دلالت دارد .
از اينجا معلوم مىشود كه مقصود از يقين در عبارت چهارم و پنجم ، يقين به فراغ ذمه و در فقرات اول تا سوم ، يقين به خواندن سه ركعت به نحو صحيح است .
4 . روايت محمد بن مسلم
متن حديث : محمد بن مسلم مىگويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : « امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : هركس بر يقينى بود و سپس شك كرد ، يقين خود را ادامه دهد ، چرا كه شك يقين را نقض نمىكند . »
در روايت ديگر آمده است : « هركس بر يقينى بود و سپس شكى به او رسيد يقين خود را ادامه دهد ، چرا كه يقين به وسيلهء شك كنار زده نمىشود . »
محمد بن مسلم عن ابى عبد اللّه عليه السّلام ، قال : قال أمير المؤمنين عليه السّلام : « من كان على يقين فشك ، فليمض على يقينه ، فان الشك لا ينقض اليقين » .
و فى رواية اخرى عنه عليه السّلام بهذا المضمون : « من كان على يقين فأصابه شك فليمض على يقينه ، فان اليقين لا يدفع بالشك » .
ارزيابى : در اين روايت دو احتمال وجود دارد يكى آنكه زمان متيقن و مشكوك مختلف باشد كه در اين صورت ، روايت دالّ بر استصحاب خواهد بود و ديگر آنكه زمان آن دو يكى و زمان يقين و شك مختلف باشد كه در اين صورت ، روايت دالّ بر قاعدهء يقين خواهد بود . ازاينرو ، اين حديث مجمل مىباشد و نمىتوان به آن بر حجيت استصحاب استدلال كرد .
مگر آنكه گفته شود : ظاهر هر كلامى آن است كه زمان نسبت در آن با زمان جرى