دلالت حديث بر استصحاب : به سه فقره از اين روايت براى اثبات استصحاب تمسك شده است .
1 - عبارت : « زيرا تو از طهارت خود بر يقين بودى و سپس شك كردى » ، بنا بر آنكه مراد از يقين به طهارت ، يقينى بوده باشد كه پيش از ظن به تلاقى نجاست وجود داشته است . و ظاهر روايت هم همين است .
2 - عبارت : « پس روا نيست كه يقين را با شك نقض كنى . »
3 - عبارت : « تا اينكه از طهارت خود بر يقين باشى . » اما حق آن است كه استناد به اين فقره در صورتى صحيح است كه احراز طهارت شرط دخول در نماز نباشد ، زيرا امكان دارد پاسخ امام عليه السّلام براى تحقق شرط ( يعنى احراز طهارت ) باشد .
3 . صحيحهء سوم زراره
متن حديث : زراره مىگويد : به او گفتم : كسى كه نداند در چهار ركعت است يا در دو ركعت ، در حالى كه به دو ركعت يقين دارد [ وظيفهاش چيست ] ؟
فرمود : « دو ركوع و چهار سجده بجا آورد در حالى كه در حال قيام فاتحة الكتاب مىخواند [ يعنى دو ركعت نماز مىخواند ] و تشهد مىگويد و چيزى بر او نيست . و هنگامى كه نداند در سه ركعت است يا چهار ركعت درحالىكه به سه ركعت يقين دارد ، مىايستد و يك ركعت ديگر بدان اضافه مىكند و چيزى بر او نيست . و [ 1 ] يقين را با شك نقض نمىكند ، و [ 2 ] شك را در يقين داخل نمىكند و [ 3 ] هيچيك از آن دو را با ديگرى مخلوط نمىنمايد . اما [ 4 ] شك را با يقين نقض مىكند ، و [ 5 ] بر يقين [ نماز را ] تمام مىنمايد . بنابراين برآن ( يقين ) بنا مىگذارد و [ 6 ] در هيچ حالى از حالات به شك اعتنا نمىكند . »
« قال زرارة : قلت له ( أى الباقر أو الصادق عليهما السّلام ) : من لم يدر فى أربع هو أو فى ثنتين و قد أحرز الثنتين ؟