تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

12 . اصول لفظى

در برخورد با سخن ديگرى ، دو گونه ترديد ممكن است رخ دهد : يكى آنكه ندانيم لفظ براى چه معنايى وضع شده است ، دوم آنكه هرچند مىدانيم لفظ براى چه معنايى وضع شده ، اما نمىدانيم مراد متكلم از آن چه معنايى است . براى رفع ترديد در مقام نخست به نشانه‌هاى حقيقت و مجاز ، و در مقام دوم به اصول لفظى تمسك مىشود . اين اصول عبارتند از :

يكم . اصالت حقيقت

هرگاه لفظى را بشنويم و معناى موضوع له آن را بدانيم ، اما احتمال دهيم گوينده معناى مجازى را قصد كرده ، با تمسك به اصالت حقيقت - كه مىگويد : « اصل در كلام آن است كه معناى حقيقى آن اراده شده باشد ، مگر آنكه قرينه‌اى بر خلاف آن وجود داشته باشد . » - اين احتمال را نفى كرده ، لفظ را بر معناى حقيقى آن حمل مىكنيم .

دوم . اصالت عموم

هرگاه لفظ عامى را بشنويم و احتمال دهيم افراد خاصى از آن قصد شده باشد ، با تمسك به اصالت عموم - كه مىگويد : « اصل در عام آن است كه عموم از آن اراده شده باشد ، مگر آنكه قرينه‌اى بر خلاف آن وجود داشته باشد . » - اين احتمال را نفى كرده ، لفظ را بر معناى عام آن حمل مىكنيم .

سوم . اصالت اطلاق

هرگاه لفظ مطلقى را بشنويم و احتمال دهيم صورت مقيّد آن قصد شده باشد ، با