و مركبات ، افزون بر وضع مفردات و هيئتهاى تركيبى ، نياز به وضع ديگرى براى مجموع جمله و مركب نيست .
11 . نشانههاى حقيقت و مجاز
گاهى در اينكه آيا لفظ خاصى براى معناى خاصى وضع شده يا نه ، ترديد واقع مىشود و معلوم نيست كه كاربرد آن لفظ در آن معناى خاص آيا به صورت استعمال حقيقى است يا به صورت استعمال مجازى . اصولدانان براى تشخيص معناى حقيقى از معناى مجازى راههاى متعددى ذكر كردهاند كه مهمترين آنها عبارتند از :
يكم . تبادر
تبادر آن است كه هنگام شنيدن لفظى ، بىآنكه قرينهاى آن را همراهى كند ، معنايى از آن لفظ به ذهن پيشى گيرد .
التبادر هو انسباق المعنى من نفس اللفظ مجردا عن كل قرينة .
تبادر يك معنا از يك لفظ ، نشانهء حقيقت بودن استعمال آن لفظ در آن معناست .
تبادر متوقف بر علم اجمالى و ارتكازى اهل يك زبان به معانى لغات آن زبان است ، علمى كه به مرور زمان و در اثر محاوره با اهل آن زبان حاصل مىشود . آنچه از تبادر بدست مىآيد علم تفصيلى و روشن به معنايى است كه لفظ براى آن وضع شده است . بنابراين ، استفاده از تبادر براى تشخيص معناى موضوع له ، مستلزم دور نيست .
اين در صورتى است كه شخص عالم به وضع و اهل همان زبانى باشد كه لفظ مربوط به آن است و گرنه بايد به اهل آن زبان مراجعه كرده ببيند نزد آنان از آن لفظ چه معنايى تبادر مىكند . بنابراين ، كسى كه زبانش فارسى است اگر در مورد معناى لفظ « اسد » ترديد داشته باشد بايد ببيند نزد عربزبانان از اين لفظ چه معنايى تبادر