مىتوان به آن براى ترجيح روايات متعارض تمسك كرد .
اشكال : اعتبار چيزى در راوى از آن جهت كه حاكم است ، دليل بر اعتبار آن در راوى از آن جهت كه ناقل حديث است ، نمىباشد . و مستفاد از مقبوله آن است كه ترجيح به عادلتر ، باتقواتر و فقيهتر بودن ، مربوط است به حاكم در مقام نفوذ حكمش ، نه به راوى در مقام قبول روايتش .
آرى ، مقبوله از طرح شهرت به بعد به ترجيح روايت از آن جهت كه روايت است ، منتقل مىشود .
حاصل آنكه مقبوله دلالتى بر ترجيح به صفات ندارد .
3 . شهرت :
مقصود از شهرت در اينجا ، شهرت در روايت است نه شهرت در فتوا . اصولدانان بر اينكه روايت مشهور هنگام تعارض بر روايت غير مشهور ترجيح دارد ، اتفاق نظر دارند و مقبوله نيز برآن دلالت مىكند .
4 . موافقت كتاب :
مقبولهء عمر بن حنظله و خبر حسن بن جهم ( كه در امر دوم شمارهء 1 گذشت ) بر اين امر دلالت دارد كه خبر موافق با كتاب بر خبر مخالف با كتاب ترجيح دارد .
اشكال : خبر مخالف با كتاب فى نفسه حجت نيست و ازاينرو ، در روايات از آن به زخرف و باطل تعبير شده است .
پاسخ : در مسألهء موافقت با كتاب دو دسته روايت وجود دارد :
يكم . رواياتى كه بيانگر ملاك اصل حجيت خبر است . تعابير يادشده در اين دسته از روايات وجود دارد .
دوم . رواياتى كه بيانگر ملاك ترجيح يكى از متعارضان است . در اين روايات چنان تعبيرهايى وجود ندارد .
در واقع مخالفت با كتاب اگر مخالفت با نص كتاب باشد ، اصل حجيت آن را مخدوش مىسازد و اگر مخالفت با ظاهر كتاب باشد ، به هنگام تعارض ، موجب