-
« قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ
؛ گفت : چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است ، زندگى مىبخشد ؟ بگو : همان كسى كه نخستين بار آن را پديد آورد . » « 1 » در اين آيه براى پاسخ به منكر احياى استخوانهاى پوسيده استدلالى از نوع قياس به كار رفته است .
ارزيابى : استدلال در آيه از نوع قياس مساوات نيست ، بلكه تقرير آن چنين است :
هركس بر خلقت نخستين استخوانها قادر باشد بر احياى استخوانهاى پوسيده نيز قادر مىباشد ، ( چون اوّلى دشوارتر از دومى است ) .
خداوند بر خلقت نخستين آنها قادر است .
در نتيجه بر احياى دوبارهء آنها نيز قادر مىباشد .
فأرادت الآية ان تثبت الملازمة بين القدرة على انشاء العظام و ايجادها لأول مرة بلا سابق وجود و بين القدرة على إحيائها من جديد ، بل القدرة على الثانى أولى ، و إذا ثبتت الملازمة و المفروض ان الملزوم ( و هو القدرة على انشائها أول مرة ) موجود مسلم ، فلا بد ان يثبت اللازم ( و هو القدرة على إحيائها و هى رميم ) . و اين هذا من القياس ؟
برفرض هم كه استدلال به كار رفته در آيه قياس باشد ، از نوع قياس اولويت قطعى است ، نه قياس مساوات .
2 . ب . سنت
- وقتى معاذ هنگام مراجعت به يمن به پيامبر گفت : « با رأى خود اجتهاد مىكنم و [ در اين راه ] چيزى فروگذار نمىكنم . » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در پاسخ فرمود : « سپاس خداوند
هامش
( 1 ) - يس / 78 - 79 .