خلاف كسانى كه تنها گفتهء پيامبر را نقل يا براساس استنباط و اجتهاد خود فتوا صادر مىكنند .
اگر شخص به نحو قطعى به سنّت دست يابد ، مانند آنكه خود از معصوم ( ع ) سخنى را بشنود ، حكم واقعى را از مصدر آن گرفته و مىتواند براساس آن عمل كند . در غير اين صورت ، بايد به احاديث ، كه ناقل و حاكى از سنتاند ، رجوع نمايد .
بنابراين ، حديث ، ناقل سنّت است نه خود سنّت ، و چون ناقل سنّت است در اين فصل دربارهء آن گفتوگو مىشود .
1 . دلالت فعل معصوم
دربارهء فعل معصوم دو امر مسلّم است :
1 ) فعل معصوم دلالت بر مباح بودن و ترك او دلالت بر عدم وجوب كار دارد .
اين كمترين چيزى است كه فعل و ترك معصوم افاده مىكند .
2 ) اگر بواسطهء وجود قرائن ، فعل معصوم ظهور در وجوب يا استحباب و امورى مانند آن داشته باشد ، اين ظهور حجت است .
در اينجا و دو امر محلّ بحث است :
يكم . آيا فعل معصوم به تنهايى علاوه بر اباحه ، وجوب فعل يا استحباب آن را در حق ما ثابت مىكند يا نه ؟ به نظر ما نفس فعل معصوم ( ع ) فقط بر اباحهء فعل در حق ما دلالت دارد .
برخى گفتهاند : آيهء
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
« 1 » بيانگر وجوب يا ، دستكم ، استحباب تأسى به پيامبر در كارهايش است . پس هر كارى او انجام داد ، ما نيز بايد انجام دهيم ، هرچند بر خود پيامبر واجب و يا مستحب نبوده باشد ، مگر آنكه دليل خاص ، خلاف آن را ثابت كند .
هامش
( 1 ) - احزاب / 21 .