انه مزيل و رافع لما هو ثابت فى الواقع . و اما فى « النسخ » فانه لما أنشئ الحكم مطلقا فمقتضاه ان يدوم لو لم يرفعه النسخ ، فالنسخ يكون محوا لما هو ثابت .
وقوع نسخ در قرآن و اصالت عدم نسخ
علماى امت اسلامى اجماع دارند بر اينكه :
اوّلا : ناسخ آيهء قرآنى لزوما بايد دليل قطعى باشد ؛ ثانيا : در قرآن كريم ناسخ و منسوخ وجود دارد . سخن تنها در تشخيص موارد نسخ است .
نكتهاى كه در اينجا بايد به عنوان قاعدهء اصولى به خاطر سپرد آن است كه :
« اصل عدم نسخ است مگر آنكه با دليل قطعى خلاف آن ثابت شود . »
پرسش
1 . نسخ را تعريف كرده با ذكر مثال تفاوت آن را با تخصيص و تقييد روشن سازيد .
2 . مقصود از نسخ تلاوت چيست ؟
3 . چگونه در نسخ « حكمى كه ثابت است » برداشته مىشود با آنكه رفع با ثبوت تنافى دارد ؟
4 . گفتهاند : « نسخ مستلزم انقلاب حسن به قبيح و به عكس است . » اشكال و پاسخ آن را تشريح كنيد .
5 . گفتهاند : « اگر نسخ حكم به خاطر به پايان رسيدن زمان مصلحت باشد خداوند بايد آن را از آغاز به صورت موقت جعل كند ، و در اين صورت نسخ منتفى مىگردد . » اشكال و پاسخ آن را تشريح كنيد .
6 . قاعدهء اصولى در باب نسخ چيست ؟