آنان براى نزديكى به توست كه اشكهايشان را جارى مىبينى ، و چقدر نيكوست تقرب به خداوند .
از آنجا كه ايمان ، كه در مقايسه با اسلام در درجهء بالاترى است ، منوط به تحصيل اين مقامات مىباشد و بستگى به آنها دارد ، اعراب در ادعاى ايمان صادق نبودند ، چنان كه خداوند فرمود :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ .
« 1 »
چقدر شرمنده و رسوا خواهد بود كسى كه ادعاى ايمانش در روز جزا تكذيب شود ، درحالىكه در دنيا مؤمن خوانده مىشد و به گمان خويش از مؤمنين بوده است ، و به راستى سزاوار اين شعر خواهد بود كه :
كذبتك نفسك لست من اهل الهوى * للعاشقين علائم ، و دلائل
نفس تو به تو دروغ گفته است ، تو از شيفتگان نيستى ، چرا كه عاشقان را نشانهها و علائمى است .
اى كاش اين هشدار نيز ما را بيدار مىكرد كه :
اذا كنت تهوى القوم فاسلك طريقهم * فما وصلوا إلّا بقطع العلائق
هامش
( 1 ) - حجرات / 14 : اعراب گفتند ما ايمان آورديم ، به آنها بگو شما ايمان نياوردهايد ، ليكن بگوييد ما اسلام آورديم . و هنوز ايمان در دلهاى شما وارد نشده است .