مىگفت : « او محبوب و دست پروردهء من بود . پاداش مصيبتش را از خدا خواهانيم .
فرزندى خيرخواه و كارگزارى كوشا و تيغى بُرنده و رُكنى باز دارنده بود » . « 1 »
27 . مِقداد بن عمرو
مِقداد بن عمرو بن ثَعلَبهء بهراوى كِنْدى ، معروف به مقداد بن اسود ، قامتى بلند و چهرهاى گندمگون داشت . او از ياران شجاع و قهرمانان و نجيب پبامبر خدا بود كه در تمام جنگهاى پيامبر صلى الله عليه و آله شركت كرد . او را مجمعِ فضايل و مناقب دانستهاند و يكى از « اركان اربعه » شمردهاند و پيامبر خدا ، وى را يكى از چهار نفرى برشمرده است كه بهشت ، شيفتهء ديدار آنان است .
او پس از پيامبر خدا ، استوار گام در صراط مستقيم بماند و حقّ ولايت على عليه السلام را پاس داشت و مخالفت خود را با تغيير نادرست جريان رهبرى امّت پس از پيامبر خدا در مسجد نبوى آشكارا بيان كرد .
برخى روايات ، مقداد را مطيعترين يار امام عليه السلام دانستهاند و او از معدود كسانى است كه بر پيكر مطهّر زهراىِ طاهره عليها السلام نماز گزارد .
مقداد با خلافت عثمان ، مخالفت كرد و با سخنرانى شكوهمندى در مسجد مدينه ، اين مخالفت را اعلام داشت و گفت : من از قريش در شگفتم ! آنان مردى را وا نهادهاند كه كسى را از او داناتر و عادلتر نمىشناسم . . . هان ! به خدا سوگند ، اگر ياورانى مىيافتم . . . .
او به سال 33 هجرى و در هفتاد سالگى زندگى را بدرود گفت .
مقداد از آغاز ، ثروتمند بود و وصيّت كرد كه 36 هزار درهم از دارايىاش را به حسن و حسين عليهما السلام بدهند . اين وصيّت ، نشاندهندهء محبّت او به اهلبيت و بزرگداشت و احترام او نسبت به ايشان است .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : خطبهء 68 .