14 : زياد بن ابيهْ
او به نام مادرش سُمَيّه ، « زياد بن سُميّه » خوانده مىشد و پيش از نسبت داده شدنش توسّط معاويه به ابوسفيان ، وى را « زياد بن عُبَيد ثَقَفى » نيز مىخواندند . در مقدّمهء اين بخش ، به اجمال از زياد ، سخن گفتيم . زياد از خطيبان و سياستمدارانى استكه به هوش سرشار و نيرنگ در ميدانسياست ، شُهرهاند . سميّه - كه زنى بدكار از مردمان طائف و در عقد ازدواج عُبَيد ثَقَفى بود - او را به سال اوّل هجرى بزاد .
زياد ، به روزگار خلافت ابوبكر ، مسلمان شد و در عنفوان جوانى به خاطر كفايت و هوش سياسىاش مورد توجّه عمر قرار گرفت .
عمر ، او را به هنگام خلافتش براى ساماندهى برخى از ناهنجارىها به يمن ، گسيل داشت و زمانى نيز براى اخذ زكات بصره و برخى نواحى آن ، وى را به آنجا اعزام كرد .
زياد در بصره مىزيست و مدّتى سِمَت كتابت فرمانداران آن ديار : ابو موسى اشعرى ، مُغَيرة بن شُعبة و عبد اللَّه بن عامر را به عهده داشت .
پس از خلافت على عليه السلام او در بصره كاتب و مشاور عبد اللَّه بن عبّاس بود ، و چون ابن عبّاس عازم جنگ صِفّين شد ، وى را جانشين خود در خراج و بيت المال و ديوان بصره كرد .
هنگامى كه اهل فارس و كرمان از دادن ماليات ، سر برتافتند [ و با شورش بر ] فرماندار آن ديار ، سهل بن حُنَيف ، وى را اخراج كردند ، على عليه السلام با يارانش به رايزنى پرداخت كه مرد مدبّر و سياستمدارى را به آن ديار ، گسيل دارد .
ابن عبّاس ، زياد را پيشنهاد كرد و جارية بن قُدامه بر اين پيشنهاد ، تأكيد كرد و بدين سان ، زياد ، از سوى على عليه السلام به حكومت فارس و كرمان ، گماشته شد و با