900 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله - در حَجّة الوداع ، در حالى كه بر شترش نشسته و دستش بر شانهء على عليه السلام بود - :
خداوندا ! آيا ابلاغ كردم ؟ خداوندا ! آيا ابلاغ كردم ؟ اين ، پسر عموى من و پدر فرزندان من است . خداوندا ! دشمنانش را در آتش ، واژگون ساز . « 1 »
901 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس به على حسد ورزد ، به من حسد ورزيده است و كسى كه به من حسد ورزد ، كافر شده است . « 2 »
902 . مسند ابن حنبل - به نقل از عمرو بن شاسِ اسلمى - : همراه على به سوى يمنْ روانه شديم . در اين سفر ، على با من قهر كرد ، به طورى كه در قلبم نسبت به على كدورتى حاصل شد . هنگامى كه برگشتم ، در مسجد ، گلهام را مطرح كردم ، تا اين كه اين مطلب به پيامبر خدا رسيد .
بامدادى به مسجد رفتم و پيامبر خدا در بين گروهى از يارانش بود . وقتى چشمش به من افتاد ، به من خيره شد و با تندى به من نگريست تا اين كه نشستم . فرمود : « اى عمرو ! به خدا سوگند ، مرا آزردى » .
گفتم ؛ اى پيامبر خدا ! از آزردن شما به خدا پناه مىبرم .
فرمود : « آرى . هر كس على را بيازارد ، مرا آزرده است » . « 3 »
903 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : دوست داشتن على ايمان و دشمنى با او كفر است . « 4 »
904 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : اى على ! كسى كه بميرد و با تو دشمن باشد ، فرقى ندارد كه يهودى مرده باشد يا نصرانى . « 5 »
هامش
( 1 ) . رسول اللَّه صلى الله عليه و آله - في حِجَّةِ الوَداعِ وهُوَ عَلى ناقَتِهِ ويَدُهُ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ عليه السلام - : اللَّهُمَّ هَل بَلَّغتُ ؟ اللَّهُمَّ هَل بَلَّغتُ ؟ هذَا ابنُ عَمّي وأبو وُلدي ، اللَّهُمَّ كُبَّ مَن عاداهُ فِي النّارِ ! ( المعجم الأوسط : ج 6 ص 300 ح 6468 ) .
( 2 ) . عنه صلى الله عليه و آله : مَن حَسَدَ عَلِيّاً حَسَدَني ، ومَن حَسَدَني دَخَلَ النّارَ ( الأمالى ، طوسى : ص 623 ح 1287 ) .
( 3 ) . مسند ابن حنبل : ج 5 ص 405 ح 15960 .
( 4 ) . رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : حُبُّ عَلِيٍّ إيمانٌ ، وبُغضُهُ كُفرٌ ( الخصال : ص 496 ح 5 ) .
( 5 ) . عنه صلى الله عليه و آله : يا عَلِيُّ ، لا يُبالي مَن ماتَ وهُوَ يُبغِضُكَ ؛ ماتَ يَهودِيّاً أو نَصرانِيّاً ( المناقب ، ابن مغازلى : ص 51 ح 74 ) .