ديگران گفتند : اى امير مؤمنان ! كِى اين كارها پيش خواهد آمد ؟
فرمود : « آن گاه كه اين از اين ، رنگين شود » و يك دست خود را بر ريش و دستديگرش را بر سرش نهاد .
مردم ، بسيار گريستند .
فرمود : « اكنون نگِرييد ، كه پس از من ، روزگارى دراز خواهيد گريست » .
بسيارى از كوفيان ، به طور مخفى ، دربارهء خودشان به معاويه نامه نوشتند و پيشاو آدمهايى براى خود ، دست و پا كردند . به خدا سوگند ، چند روزى نگذشت كه آن خبر ( شهادت على عليه السلام ) ، تحقّق يافت . « 1 »
ه - پادشاهى بنى مروان
853 . امام على عليه السلام - در توصيف مروان بن حَكم - : پادشاهى براى او به مقدارى [ كوتاه ] خواهد بود كه سگ ، بينىاش را مىليسد . او پدر چهار فرمانروا خواهد بود و امّتازوى و فرزندانش روزهاى خونينى را خواهند ديد . « 2 »
و - سلطهء حَجّاج
854 . امام على عليه السلام : بدانيد ! سوگند به خدا كه جوان ثَقَفى بر شما تسلّط پيدا مىكند ؛ مردى متكبّر و نابكار . او خرّمى و بركت را نابود مىكند و شما را از درون ، تهى مىسازد .
بس كن ، ابو وَذَحه ! « 3 » « 4 »
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : ج 2 ص 429 .
( 2 ) . الإمام عليّ عليه السلام - في وَصفِ مَروانَ بنِ الحَكَمِ - : أما إنَّ لَهُ إمرَةً كَلعَقَةِ الكَلبِ أنفَهُ ، وهُوَ أبُو الأَكبُشِ الأَربَعَةِ ، وسَتَلقَى الامَّةُ مِنهُ ومِن وُلدِهِ يَوماً أحمَرَ ( نهج البلاغة : خطبهء 73 ) .
( 3 ) . سيّد رضى گفته است : وَذَحه ( كه در متن عربى آمده ) به معناى سوسك است و اين سخن ، اشاره به حجّاج دارد و وى را داستانى با سوسك است كه اينجا جاى ذكر آن نيست .
( 4 ) . الإمام عليّ عليه السلام : أما وَاللَّهِ ، لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيكُم غُلامُ ثَقيفٍ ، الذَّيّالُ المَيّالُ ، يَأكُلُ خَضِرَتَكُم ، ويُذيبُ شَحمَتَكُم ، إيهٍ أبا وذَحَةَ ! ( نهج البلاغة : خطبهء 116 ) .