به اوّلى داده بود ، به وى داد .
جوان گفت : به خدا سوگند كه عدالت به خرج ندادى !
على عليه السلام به وى فرمود : « اگر دروغ مىگويى ، خداوندْ پادشاهىِ جوان ثَقَفى رانصيبت كند ! » .
سپس فرمود : « خداوندا ! من از اينان خسته شدهام و آنان هم از من خستهشدهاند . پس ، بهتر از اينان را نصيبم كن و به جاى من ، كسى را كه براى آنانمايهء شرّ است ، بر آنها مسلّط گردان » .
آن جوان به دوران حاكميّت حَجّاج رسيد و حَجّاج ، وى را كُشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . شرح الأخبار : ج 2 ص 290 ح 605 .