حالى كه او گنجينهدار دانش پيامبر صلى الله عليه و آله و همهء پيامبران است ؟
قلم ، چگونه مىتواند پابهپاى دانش امام عليه السلام پيش برود ، در حالى كه دانش او ، همهء دانشهاى قرآنى و معارف دينى و مرگ و ميرها و حوادث را در بر مىگيرد ؟ صاحب اين دانش ، به گذشته و حال ، چنان مىنگريست كه گويى به اشخاص پيش روى خود نگاه مىكند . همه چيز ، همانند خورشيد در وسط آسمان ، برايش روشن و آشكار بود .
تمامى « علم الكتاب » - بر اساس تصريح روايات - ، نزد امام على عليه السلام بود ، در حالى كه در نزد آصف بن برخيا جز اندكى از آن نبود و او با اين وصف ، مىتوانست تخت بلقيس را در يك پلك به هم زدن ، از فاصلهاى دوردست ، نزد سليمان ، حاضر كند .
پس شايسته است با روشندلى و بصيرت و انديشه ، در علم آصف ( علمٌ مِنَ الكتاب ) و علم امام عليه السلام ( علم الكتاب ) دقت كنيم تا تفاوت آن دو را دريابيم . در اين صورت ، كلمات ، واژهها ، برگها و قلمها - هر چند توانمند باشند - چگونه ياراى بيان دانش امام على عليه السلام را دارند ؟ يا حتّى چگونه مىتواند به ابعاد آن ، اشارهاى كنند ؟
دانش امام عليه السلام چنان گسترهاى دارد كه اگر پرتوى از آن ، چهره بنمايد ، خردها را مبهوت و حيران مىسازد و جانها را واله مىگرداند و لرزه بر اندامها مىافكند . امام ، خود ، آن را چنين توصيف مىكند : « در دانشى فرو رفتهام كه از شما پنهان است و اگر آنها را آشكار كنم ، لرزان و پريشان مىشويد ، آن چنان كه ريسمانى در ژرفاى چاهى عميق مىلرزد » .
بيش از چهارده قرن پيش ، پرتوهايى از دانش آن سرچشمهء معرفت و گنجينهء علم ، تابيدن گرفت كه در واقع ، پاسخى به نيازهاى آن زمان و مناسبتهاى پيش آمده بود - و نه درصدد بيان كامل حقايق - ، و همان ، روزنههايى از علم به آغاز آفرينش و پيدايش هستى و خلقت فرشتگان و آسمانها و زمينها و حيوانات را باز كرد و افقهاى قابل توجّهى را دربارهء جامعه ، روانشناسى ، تاريخ و ادبيات گشود و حتّى اشارههايى به
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 722
مساهمون: محمد الريشهري
ص٧٢٢